رفتن به نوار ابزار
اقتصاد

بهترین راههای خارج شدن از کسب و کار کوچک

آبرند: مجله تخصصی صنایع و کسب و کار ایران: بسیاری از کسب وکارهای کوچک برای خروج و واگذاری نیازمند راهکارها و استراتژی های مناسبی هستند تا بتوانند به بهترین شکل مناسب این کار را انجام داده و سود مناسبی را جذب کنند در این قسمت میتوانیم شما را با بهترین راه حل ها آشنا کنیم

کسب و کار
بهترین راههای خارج شدن از کسب و کار کوچک

بهترین استراتژی خروج

بهترین راههای خروج از کسب و کارهای کوچک آن استراتژی است که برای اهداف فردی‌تان مناسب‌تر باشد. ابتدا مشخص کنید دقیقا از چه چیزی فرار می‌کنید. اگر صرفا مسئله پول است، استراتژی خروجی مانند فروش در بازار آزاد یا فروش به یک کسب و کار دیگر می‌تواند گزینه‌ی خوبی باشد. چنان‌چه میراث‌تان و مشاهده‌ی پیشرفت کسب وکاری که ساخته‌اید برای‌تان اهمیت دارد، پس بهتر است آن را به صورت خانوادگی واگذار کنید یا به کارمندان‌تان بفروشید.

 نقدشوندگی در گذر زمان

در این استراتژی خروج از کسب و کارهای کوچک ، مالک کسب و کار در طول زمان انجام فعالیت‌های تجاری‌اش سود خود را کسب کرده است (حتی پیش از آن که به تعطیل کردن کسب و کار یا فروش آن بیاندیشد)، و تمایلی به بازسرمایه‌گذاری درآمدهای حاصل از کسب وکار برای توسعه‌ی شرکت نداشته است. این کار معمولا با دریافت حقوق‌های بالا یا سودهای تقسیمی بالا در طی چند سال صورت می‌گیرد، که پیش از تعطیلی کسب و کار اتفاق می‌افتد. این استراتژی برای آن دسته از مالکانی مناسب است که قصد دارند سبک زندگی کنونی‌شان را ارتقا دهند، نه این‌که کسب وکارشان را توسعه دهند.

مزایا:

– سبک زندگی – حذف‌نویسی وجوه نقد بر یک مبنای جاری برای مقاصد شخصی (به جای آن‌که منتظر عایدی نهایی از فروش شرکت باشد).

معایب:

– خارج کردن سودهای حاصل از کسب و کار از گردش مالی شرکت، قابلیت رشد شرکت را کاهش می‌دهد و ارزش نهایی فروش را کم می‌کند.

– دیگر سهام‌داران (اگر سهامداری وجود داشته باشد)، ممکن است با این کار مخالفت کنند، مگر این‌که ضررشان جبران شود.

– به حقوق دریافتی از این راه به‌دلیل این‌که درآمد شخصی محسوب می‌شود مالیات تعلق می‌گیرد، حال آن‌که وقتی سودها در شرکت باقی می‌مانند باعث افزایش ارزش کسب و کار می‌شود و در زمزان فروش کسب و کار به‌عنوان افزونه‌های سرمایه مالیات‌بندی می‌شوند.

نقدشوندگی:

استراتژی اول به فروش فروشگاه و فروش تمام دارایی‌ها اشاره می‌کند. برای کسب و کارهای کوچک، به‌ویژه آن دسته از کسب و کارها که به عملکرد یک فرد وابسته هستند، نقدشوندگی تنها راه حل است، زیرا چیزی برای فروش وجود ندارد. اگر در چنین شرایطی قرار گرفتید، شاید بخواهید کسب و کارتان را بازتجهیز کنید تا شخص دیگری بتواند آن را اداره کند.

مزایا:

– سادگی
– کسب و کارتان به سرعت می‌تواند پایان بیابد (بسته به زمان فروش دارایی‌ها)

معایب:

– نقدشوندگی کمترین بازده روی سرمایه‌گذاری را برای مالک (مالکان) خواهد داشت. تنها پولی که از نقدشوندگی عاید مالک می‌شود از واگذاری دارایی‌ها حاصل می‌شود، دارایی‌هایی مانند: زمین، تجهیزات یا اقلام موجود. ارزش سرقفلی فهرست مشتریان یا هر نوع رابطه‌ی تجاری دیگر (که ممکن است برای کسب و کار ضروری باشد) از دست می‌رود.

– ارزش دارایی‌های دست دوم برای اقلامی مانند ماشین‌آلات و تجهیزات، حتی در بازارهای غیر راکد نیز بسیار پایین خواهد بود.

– بستانکاران (اگر طلبکاری وجود داشته باشد) نخستین کسانی هستند که مي‌توانند نسبت به وجه حاصل از فروش دارایی‌ها ادعا کنند.

بیشتر بخوانید: بازاریابی تعاملی و مزیتهای آن چیست ؟

 کسب و کارتان را به مدیران و/یا کارمندان‌تان بفروشید.

ممکن است کارکنان و/یا مدیران کنونی‌تان مشتاق به خرید کسب و کارتان باشند.

مزایا:

– ممکن است این کسب و کار پیشرفت کند، زیرا کارکنان، کسب و کاری را به دست می‌آورند که از قبل ایجاد شده است، با آن آشنایی دارند و به آن علاقه‌مند هستند..

– ایجاد طرح فروش بلند مدت به کارمندان می‌تواند وفاداری آن‌ها را افزایش داده و انگیزه‌ی آن‌ها را برای بهتر کار کردن و موفقیت کسب و کار، بیشتر کند.

– ممکن است امکان اختیار کردن بخشی از سهام شرکت و حضورتان در هیئت مشاوران (یا هر بخش دیگر) را امکان‌پذیر کند.

معایب:

– ممکن است کارکنان صلاحیت احراز مدیریت کسب و کار را نداشته باشند.

– ممکن است مراجعه‌کنندگان، مدیریت جدید یا تغییرات در شرکت را نپذیرند.

یک راه برای استفاده از این استراتژی خروج این است که از طرح مالکیت سهام کارکنان (ESOP) استفاده کنید. یک طرح ماکیت سهام برای کارکنان که به آن‌ها اجازه می‌دهد مالکیت شرکت را به دست بگیرند.

بااین‌حال، خرید شرکت توسط یک کارمند این طرح را شامل نمی‌شود. صرفا به این معنی است که یکی از کارکنان‌تان به‌واسطه‌ی خرید مستقیم شرکت، مالک کسب و کار شما شود.

کسب و کارتان را خانوادگی کنید.

رؤیای بسیاری از مالکان کسب و کارهای کوچک این است که کسب و کارشان را خانوادگی کنند تا اطمینان حاصل کنید میراث‌تان پابرجا باقی می‌‌ماند و آینده‌ی بازماندگان‌تان را تأمین می‌کند.

مزایا:

– روند انتقال را برای بازماندگان تسهیل می‌کند.

– ممکن است این امکان را برای‌تان فراهم کند تا ظرفیت مشاوره یا دیگر ظرفیت‌های کسب و کاری‌تان را تقویت کنید.

معایب:

– ایجاد یک طرح جایگزینی خانوادگی می‌تواند بسیار دشوار باشد و به نزاع بر سر مالکیت یا مشارکت در کسب وکار بین اعضای خانواده بیانجامد.

– ممکن است اعضای خانواده، مهارت کافی برای اداره‌ی کسب و کار را نداشته باشند.

– ممکن است مراجعه‌کنندگان، مدیریت جدید یا تغییرات در شرکت را نپذیرند.

فروش کسب و کار در بازار آزاد

این راه محبوب‌ترین گزینه‌ی پیش روی کسب و کارهای کوچک است. مالک کسب وکار در یک نقطه‌ي مشخص زمانی، که غالبا زمانی است که فرد قصد بازنشستگی دارد، کسب و کارش به مبلغ مشخصی برای فروش می‌گذارد، و به صورت خوشبینانه با مبلغ مورد نظرش صحنه را ترک می‌کند.

مزایا:

– یک کسب و کار سودده برای خریداران جذاب است و به سرعت فروش می‌رود.

– دارایی‌ها و سرقفلی را می‌توان در زمان ارزش‌گذاری کسب وکار برای فروش، محاسبه کرد تا بازده مالک افزایش یابد.

معایب:

– فروش یک کسب وکار با حاشیه‌ی سود ممکن است بسیار دشوار باشد. به استناد وب‌سایت bizbuysell (که به خرید و فروش کسب و کارهای کوچک اختصاص دارد م.) تنها ۲۰ درصد از کسب وکارهای ثبت شده در این سایت، واقعا به فروش می‌رسند. پیدا کردن یک خریدار در بازار آزاد ممکن است زمان‌بر باشد.

– ارزش‌گذاری کسب وکارها ممکن است با مشکل مواجه شود و قسمت فروش بسیار پایین‌تر از حد انتظار باشد.

چنان‌چه استراتژی خروج انتخابی شما این استراتژی است، می‌بایست زمان بگذارید و کسب وکارتاان را برای فروش آماده کنید. دستی به سر و گوش آن بکشید و آن را برای خریدار احتمالی‌تان جذاب نشان دهید.

بیشتر بخوانید:

فروش کسب و کارتان به یک کسب و کار دیگر

ارزشمند نشان دادن تحصیل کسب وکارتان می‌تواند سود زیادی برای‌تان به همراه داشته باشد. کسب وکارها به دلایل مختلفی به خرید کسب و کارها یدیگر می پردازند، از جمله: استفاده از یک مالکیت جدید برای توسعه‌ی سریع مسیر راه، درک اهمیت تشریک مساعی فعالیت‌های مکمل کسب وکار ، یا صرفا خرید یک کسب وکار رقیب (و خلاص شدن از شر آن).

مزایا:

– بنا بر دلایل فوق، ممکن است یک کسب وکار رقیب، نسبت به خرید کسب وکار شما تمایل نشان دهد، و فروش سریع و سود حداکثری را برای‌تان به همراه داشته باشد.

معایب:

-داگر تنها انگیزه‌ی خریدار کسب و کارتان این باشد که رقبایش را کاهش دهد، ممکن است پس از خرید شرکت‌تان، آن را تعطیل کنند و کارکنان‌تان بیکار می‌شوند.

– ممکن است یکی از رقبای شما نسبت به خرید کسب و کارتان ابراز تمایل کند تا به فهرست مشتراین و اطلاعات مالی‌تان دست پیدا کند.

ترفند موفقیت در این استراتزی خروج این است که تحصیل‌کننده‌ی نهایی کسب وکارتان را از پیش تعیین کنید و شرکت‌تان را باب سلیقه‌ی او آماده کنید. و سپس، او را متقاعد کنید که کسب و کارتان ارزش خرید دارد.

عرضه‌ی اولیه سهام (IPO) برای کسب و کار

هرچند برای تمام کسب و کارها مناسب نیست، ولی می‌تواند استراتژی خروج خوبی باشد.

مزایا:

– عرضه کردن سهام شرکت‌تان می‌تواند بسیار سودمند باشد.

معایب:

– تبدیل شدن به یک شرکت سهامی عام یک فرآیند طولانی و پرهزینه است.

– بسته به نحوه‌ی ساختاربندی سهام اولیه، زمانی‌که سهام‌داران جدید می‌خواهند تمام پول حاصله از IPO را برای گسترش کسب و کار به کار بگیرند، ممکن است شما به‌عنوان مالک قبلی کسب وکار قادر باشید یا قادر نباشید بخشی از سرمایه تان را برداشت کنید.

– شرکت‌های سهامی عام، استانداردهای انطباق و گزارشگری بالاتری دارند. شما به عنوان مالک کسب و کار ممکن است شخصا به‌خاطر “بی‌قانونی‌ها” یا شکست‌های افشاگری‌تان تحت تعقیب قرار بگیرید.

بیشتر بخوانید: راه اندازی کسب و کار مناسب با کمترین سرمایه

منبع: بازده
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا