مهمی

چرا هوشنگ مرادی کرمانی در روزگار ما نویسنده مهمی است؟

هفته نامه صدا – مجید حسینی: هوشنگ مرادی کرمانی نویسنده ای ۷۲ ساله از شهر سیرچ کرمان است. اگر از او بپرسید مهم ترین چیزی که از دوران کودکی اش در داستان های او بازتاب پیدا کرده چه چیزی است بدون شک به شما خواهد گفت فقر. او فقر را در کودکی با گوشت و پوستش احساس کرده بود و بعدها همه آن تصاویر را در زمانی به اسم «شما که غریبه نیستید» به شکلی زیبا روایت کرد. می گفت وقتی مدرسه شان تعطیل می شد، بچه ها توی یونجه زار می ریختند و از گرسنگی یونجه می خوردند. خودش یک بار از گرسنگی نفت خورده بود، مایعی که البته سر آن شرط بندی هم کرده بود. تصویر فقر یکی از تصویرهای ثابت در همه داستان های مادی کرمانی است.

اما واقعیت این است که مردم فقیر شهر و روستا تنها در داستان های مرادی کرمانی حضور ندارند. مردمان فقیر موضوعی است که در اغلب داستان های کودک و نوجوان دهه های ۵۰ و ۶۰ حضور پررنگی داشتند و این داستان ها تا حد زیادی به بیانیه و سخنرانی سیاستمداران شباهت دارد.

 

 چرا هوشنگ مرادی کرمانی در روزگار ما نویسنده مهمی است؟

 

در واقع دغدغه های نویسندگان کودک و نوجوان در زمینه آزادی و عدالت به شکل گل درشتی در داستان های نویسندگان آن دو دهه بازتاب پیدا کرد و حتی پای مفهوم مبارزه را نیز به کتاب های کودک باز کردند اما واکنش هوشنگ مرادی کرمانی به اتفاق های سیاسی و اجتماعی دهه های ۵۰ و بعد از آن چه بود؟ آیا او نیز دغدغه آزادی و عدالت را با شعار و جمله های قلنبه در داستان هایش نشان داد؟ واقعیت این است که داستان های مرادی کرمانی شبیه هیچ کدام از نویسندگان هم نسلش نیست.

آنچه در داستان های او دیده می شود تصویری از روستا و مردمان روستاست. «بچه های قالیباف خانه» را سال ۱۳۶۰ منتشر کرد؛ سالی که ایران درگیر جنگ شده بود و همین جنگ به مهم ترین موضوع ایران تبدیل شده بود.

 

۱۸ سال بعد، وقتی نویسنده «بچه های قالیباف خانه» خواست آن را بازبینی کند، حس و حالش را این طور نوشت: «بعد از هجده سال دارم بچه های قالیباف خانه را می خوانم؛ برای تجدید چاپ، برای غلط گیری و نگاهی دوباره. دیدم عجب چیزی نوشته ام! عجب نه این که خوب و عالی، نه. این یکی میان نوشته های من چیز عجیب و غریبی است. گاهی لبخند می زنم و بیشتر از شدت درد و تلخی دلم درد می گیرد و هی اشک هایم را پاک می کنم تا صفحه کاغذ را ببینم.»

از سال های کودکی روایت می کند که هر وقت مادربزرگش را اذیت می کرد، یا درس نمی خواند او برای هوشنگ مرادی کرمانی خط و نشان می کشید و با زبان خودش می گفت: «می کنمت تو کُت کارخانه تا همون جا بپوسی.» این کت کارخانه همان اسم کارگاه قالی بافی بود. مرادی کرمانی می گوید آنجا در آن سال های کودکی برایش کابوس شده بود.

 

بعدها داستان بچه های قالیباف خانه را نوشت ولی آنچه را نوشت فقط داستان بچه ها و آدم هایی بود که در کُت کارخانه کار می کردند. او در داستان های بعدی خود نیز بدون آن که درگیر مناسبات چریکی و سیاسی و مبارزاتی شود و پای این مفاهیم و موضوعات را به ادبیات کودک باز کند، تنها از انسان هایی نوشت که در روستا و شهر با فقر و فاقه دست و پنجه نرم می کردند و به زندگی خود ادامه می دادند.

بدون شک یکی از ویژگی های مهم داستان های کودک و نوجوان در دهه های ۵۰ و ۶۰ نوع نگاه غیرواقعی و دستکاری شده نویسندگان به موضوعات سیاسی و حتی اقتصادی است. اگر داستان هایی را که در آن دو دهه منتشر شدند نگاه کنیم به راحتی می توانیم با تقسیم بندی و دوگانه انسان های خوب و انسان های بد مواجه شویم؛ دسته بندی که پولدارها در دسته آدم های بد قرار می گیرند و بی پول ها در دسته آدم های خوب.

 

آدم های فقیر در دسته ای قرار می گیرند که ترحم انگیزاند و از صفاتی مثل شرافت برای توصیف شان استفاده می شود. این تقسیم بندی تنها به مسئله اقتصادی و پول محدود نمی شود، بلکه جغرافیا را نیز در بر می گیرد. به این معنا که آدم های روستانشین در دسته آدم های خوب قرار می گیرند و غالبا شهرنشین ها به عنوان آدم های مکار و حیله گر توصیف می شوند که روستاییان باید از آنها دوری کنند.

این دسته بندی طبیعتا راه را برای مبارزه باز می کند؛ مبارزه ای که قرار است در آن خوبی بر بدی پیروز شود اما واقعیت این است که در داستان های مرادی کرمانی خبری از این دسته بندی ها نیست. انسان های داستان های مرادی همه شان در همان وضعیتی که هستند به زندگی شان ادامه می دهند؛ زندگی که هیچ وقت برای شخصیت های داستانی مرادی کرمانی به تمامی جور نبوده و عیش شان هیچ وقت کامل نبوده است. در تمام داستان های مرادی کرمانی انسان هایی را می توانیم ببینیم که درگیر ناامنی اند به خاطر آنچه که هر لحظه ممکن است نیست و نابود شود.

 

چرا هوشنگ مرادی کرمانی در روزگار ما نویسنده مهمی است؟

یک بار علیرضا غلامی در مجله تجربه از مرادی کرمانی پرسیده بود که بچه هایی در ایران زندگی می کنند که در فقر زندگی نکرده اند؛ چرا درباره آنها ننوشته و چرا شخصیت هایی از آن طبقه را وارد داستان هایش نمی کند و او گفته بود «من از نویسندگانی هستم که احتمالا بیشتر از نویسندگان دیگر توی آبی که به آن عادت دارم شنا می کنم. به تعبیری می توانم بگویم به نوعی نوک می زنم و تجربه های خودم را می نویسم.

 

شاید بیشتر از هر نویسنده ای من نویسنده خودنویس یا زندگینامه نویس هستم. موضوعی توی تن من می آید و مدت ها با آن زندگی می کنم و بازتاب آن تبدیل می شود به یک داستان. ما یک سابقه ای در کشورمان داریم توی نویسندگان – همه نه ولی یک عده زیاد – که وقتی می گویند شما یک طبقه خاص یا آدم های فقیر دارید طبیعتا پشت آن یک هدف سیاسی را دنبال می کنند.

 

در حقیقت شما این را بهانه می کنید که بگویید فقر، اعتیاد و فلاکت و خیانت می آورد اما من این وسط یک چیز دیگر می گویم و آن این که آدمی که فقیر است و دستش نمی رسد یک شرافت درونی دارد که این خصلت بیشتر نمایان می شود. مثلا زمانی که بلیت اتوبوس بود یک نفر منتظر اتوبوس می ایستد. زنی می آید و می گوید بلیت ندارید بدهید و این فرد بلیت خودش را به او می دهد و می رود.

 

اگر این فرد دست توی جیبش کند و یک دسته بلیت بیرون بیاورد و از بین آنها یک بلیت را بدهد خیلی به چشم نمی آید. ما می گوییم زمانی که فرد در فقر و مشکلات و سختی است و گذشت می کند، این بخشش بیشتر دیده می شود. بچه های من فقیر هستند ولی سربلند هستند. تلاش می کنند مثل مجید حتی در محیط های کثیف و ناجور زندگی می کنند ولی شرافت دارند. مثل «بچه های قالیباف خانه».

چرا هوشنگ مرادی کرمانی نویسنده مهمی است؟

فاضل ترکمن، شاعر و نویسنده: دنیای داستان های هوشنگ مرادی کرمانی دنیای پاکیزه ای است. دنیایی که به خیال پردازی و رویابافی ذهن آدم ها اختصاص دارد. قرار نیست توی این دنیا شعارهای سیاسی یا حرف های قلمبه سلمبه روشنفکری زده شود. ما با نویسنده ای طرف هستیم که قبل از هر چیز آثارش از منظر اومانیسم قابل بررسی است. در این قصه ها مستقیم و غیرمستقیم با ذهن و قلب آدم ها کار داریم. آدم هایی که برخلاف اغلب قصه های دیگر به دو دسته خیر و شر تقسیم نمی شوند.

 

آدم های این قصه ها یا به کمال رسیده اند و رفتار درستی در زندگی دارند یا این که هنوز در سطح باقی مانده اند و درگیر مادیات تشریفات و تعلقات دنیوی هستند. درست برعکس مجید در کتاب «قصه های مجید» که علی رغم سن کمی که دارد، عاقلانه و البته جسورانه رفتار می کند. آنقدر که در کلاس مدرسه ای که مابقی دانش آموزانش در انشای خودشان مشغول مجیزگویی ناظم مدرسه هستند و به جای انتقال نظر و تفکر واقعی خودشان تملق و منفعت طلبی را ترجیح می دهند، مجید بی آن که به خوشامد ناظم یا عواقب انشای خودش فکر کند، مُرده شویی را سخت ترین شغل دنیا معرفی می کند.

در تمام قصه های هوشنگ مرادی کرمانی، قهرمانی با همین شجاعت و جسارت وجود دارد. قهرمان هایی که اغلب نوجوان هم هستند. شاید برخی از منتقدان به او خرده بگیرند که چرا در کتاب های فراوانی که نوشته است، گریزی به سیاست و شرایط برآمده از بحران های سیاسی نزده است. این اما بزرگ ترین اشتباه در نقد آثار مرادی کرمانی است. نویسنده ما در دنیایی که به تصویر می کشد، به تمامی و با وفاداری کامل به رئالیسم، تصویر تلخ و گزنده ای از زندگی و بحران های مردم سرزمینش برای ادامه حیات نشان می دهد که خود آینه ای برای به نمایش گذاشتن اوضاع سیاسی کشور است.

 

چرا هوشنگ مرادی کرمانی در روزگار ما نویسنده مهمی است؟

در میان کتاب های ایرانی، کمتر رمانی را به تلخی و صراحت رمان «بچه های قالیباف خانه» سراغ داریم. در کتاب های این نویسنده، به طور مداوم به فقر، اختلاف طبقاتی شدید و مشکلات طبقه محروم پرداخته می شود بی آن که قصه در روایت خودش دچار زیاده گویی و شعارزدگی بشود.

 

وقتی در داستانی مثل «چکمه» با کودکی طرف هستیم که بزرگ ترین آرزوی زندگی اش داشتن چکمه ای برای تحمل باران و سرماست و تازه بعد از آن در قامت همان قهرمان چکمه اش را به کودک افلیجی هدیه می دهد، یعنی در کشوری زندگی می کنیم که طبقات محروم فراموش شده اند و آنها را یکسره به حال خود واگذاشته اند. کدام یک از مدعیانی که مرادی کرمانی را متهم به نوشتن داستان هایی بدون نقد سیاسی می کنند، توانسته اند ذره ای از وضعیت اسفبار زندگی مردم را که بر آمده از سیاست های یک جامعه است به این تلخی و تاثیرگذاری به نمایش بگذارند؟!

هوشنگ مرادی کرمانی فقر مادی و فرهنگی جامعه را با قدرت خیره کننده ای در بستر داستان هایش به تصویر می کشد و دلایل به وجود آمدن چنین شرایطی را با همین رندانگی فاش می کند اما برخلاف بسیاری از نویسندگان روشنفکر ایرانی فراموش نمی کند که دارد رمان می نویسد و قصه تعریف می کند. به همین خاطر قصه برای او در اولویت است. نمی خواهد تابش به بیانیه ای سیاسی و شعاری تبدیل شود و با واقعیت های تلخی که در تک تک داستان هایش دارد، سیاست را تسلیم خودش می کند.

کتاب های مرادی کرمانی عمدتا به دو دسته تقسیم می شوند؛ دسته اول، کتاب هایی که به گونه رئال قصه تعلق دارند و دسته دوم کتاب هایی که فضایی فانتزی را برای بستر داستان تعریف کرده اند. تعداد کتاب های دسته اول بیشتر است. کتاب هایی که درباره زندگی در شرایط سخت فقر و بیشتر با لوکیشن روستای سیرچ کرمان نوشته شده اند؛ مثل همان «قصه های مجید» یا «بچه های قالیباف خانه» اما کتاب های دسته دوم اگرچه از نظر کمی به تعداد دسته اول نمی رسند اما کیفیت قابل توجهی دارند.

 

آثاری مثل «مربای شیرین» یا حتی «مثل ماه شب چهارده». مربای شیرین در زمان خودش از معدود آثار کودک و نوجوان بود که با تسلط خاصی در روایت یک قصه فانتزی موفقیت داشت. قصه ای که با یک تکانه کوچک در داستان آغاز می شود و رفته رفته چنان سوژه گرم و پخته ای پیدا می کند که بسیار غافلگیر کننده است و نشان از مهارت و قدرت نویسنده در نگارش قصه ای با اوج و فرودی خاص دارد.

نکته دیگر در داستان های مرادی کرمانی طنز کلامی و طنز موقعیت آثار اوست. داستان های او اگرچه اغلب سوژه ای تلخ دارند اما با زبانی طنز، تلخی این سوژه را کنار می زنند. چیزی شبیه به زندگی. نویسنده زندگی را با تمام سختی ها و در بدترین شرایط و بحران ها، آن گونه که هست، یعنی مملو از اشک ها و لبخندها توصیف می کند و به نفع هیچ کدام از تلخی ها، تنها یک طرف غم انگیز زندگی را تصویر نمی کند.

 

او همیشه بهانه هایی برای خوشبختی و خوشحالی به مخاطبش پیشنهاد می کند و این روشی است که در آن خبره شده. مثلا با ارزش موقعیتی است که کاراکترها در کتاب «مهمان مامان» با آن مواجه می شوند. خانواده ای که از تدارک یک مهمانی هم ناتوان است، اما همین موقعیت تلخ، به زیبایی در فضایی طنز، تلطیف می شود و جذابیت قصه را مضاعف می کند. مرادی کرمانی همچنین قصه دیگری با عنوان «سنگ اول» در مجموعه داستان «تنور» دارد که از جنس گروتسک است. گروتسکی بی نظیر درباره مرگ و زندگی. داستانی درباره مردی که برای اولین بار در یک روستا سنگ قبر می خرد.

 

چرا هوشنگ مرادی کرمانی در روزگار ما نویسنده مهمی است؟

در کنار تمامی خصوصیات ریز و درشت داستان های مرادی کرمانی که نیاز به تحلیل و بررسی های کلان دارد، این نکته را اضافه کنید که او قصه گفتن را با کشش خاصی از بَر است. نوعی قصه گویی کلاسیک که حتی از قصه گویی شفاهی در سنت خانواده های ایرانی نیز مدد می گیرد.

 

داستان های او چه آنها که سوژه ای به ظاهر ساده و کوچک دارند و چه آنها که سوژه وسیع تری را انتخاب کرده اند، همگی با فرمتی منظم و بدون شلختگی و همچنین روایتی تمیز و البته جملاتی مختصر و مفید و شیرین نوشته می شوند و به گونه ای قصه را تعریف می کنند که تو را به خواندن ادامه کتاب جذب کنند. نکته فراموش نشدنی و قابل تحسین دیگر این نویسنده قابلیت نمایشی آثار اوست. بیشتر آثار مرادی کرمانی هم به لحاظ نحوه صحیح و هوشمندانه دیالوگ نویسی و هم به لحاظ ایماژ قدرتمندی که دارند می توانند هم زمان به صورت مکتوب و تصویری قابل ارائه باشند؛ چیزی که در ادبیات فارسی امروز ما به شدت کم است و به دلیل کمبود داستان های خوب در سینما، به شدت به آن نیاز داریم.

هوشنگ مرادی کرمانی به خاطر تک تک این دلایل و همچنین به خاطر جذب وسیع مخاطبان از طیف های گوناگون و گروه سنی مختلف، نویسنده ای مهم، قابل تامل و غیرقابل انکار است. نوستالژی های چندین نسل با آثار او گره خورده و همه اینها تو را وادار به دوست داشتن او می کند.



منبع لینک by [author_name]

درس مهمی که استیو جابز به بازاریاب سابق اپل آموخت


گای کاوازاکی یکی از سرمایه گذاران مشهور سیلیکون ولی است که نخستین بار کارش را به عنوان بازایاب در اپل آغاز کرد. او در دوران فعالیتش در این شرکت همکاری نزدیکی با استیو جابز داشت و آنطور که خودش می گوید یک درس بسیار مهم را از وی آموخته.

او در این باره می گوید:

یکی از مهم ترین درس هایی که استیو جابز به من آموخت تغییر دادن ذهنیت است. تغییر آنچه انجام می دهید و تغییر دادن کامل شرایط. جابز معتقد بود که این نشانه ای از صلاحیت و شایستگی است.

همانطور که می دانید در سال ۲۰۰۷ میلادی که جابز برای نخستین بار آیفون را معرفی کرد مردم با یک اکوسیستم بسته روبرو بودند؛ در واقع هیچکس خارج از اپل نمی توانست برای آن اپلیکیشن بسازد. توسعه دهندگان نرم افزار باید از پلاگین سافاری کمک می گرفتند تا امکان اجرای اپ هایشان روی این موبایل را فراهم می نمودند. به بیان دیگر اپل برای حفظ امنیت این موبایل دسترسی مستقیم توسعه دهندگان به آن سیستم را بسته بود.

اما درست یکسال بعد جابز چرخشی ۱۸۰ درجه را در سیاست خود اتخاذ کرد. این بنیانگذار بعد از آنکه تشخیص داد هرآنکس که ایده خوبی در سر دارد می تواند ارزش افزوده ای برای کاربران این موبایل ایجاد کند، سیستم اپل را به روی عموم گشود.

کاوازاکی می گوید:

من این درس ارزشمند را گرفتم که وقتی کاری را اشتباه انجام می دهم، تغییر دیدگاه و ذهنیت می تواند نشانه نبوغم باشد.

به گفته او توانایی پذیرش یک اشتباه و تغییر در آن می تواند شما را در پیشرفت کاری یاری دهد و این در واقع نشان دهنده تعهد شما به کارتان و حاکی از شجاعت تان است.

بنابراین وقتی متوجه می شوید که کاری را اشتباه انجام میدهید سعی در پوشاندن اشتباه و ادامه مسیر نادرست قبلی نکنید و در نظر داشته باشید که با تغییر ذهنیت تان نتنها به خود بلکه به مدیری که برایش کار می کنید هم لطف خواهید کرد.



لینک منبع

۵ ویژگی مهمی که زنان در مردان جست وجو می‌کنند – دیجی رو


5 ویژگی مهمی که زنان در مردان جست وجو می‌کنند

شاید به عنوان یک مرد فکر کنید که زنان فقط به دنبال ظاهر و اندام زیبا در شما هستند تا یک دل نه صد دل عاشق شما شوند، اما باید به عرض‌تان برسانیم که زنان به دنبال چیزی بیش از یک فیزیک زیبا در مردان می‌باشند. شما لازم نیست تمام خصوصیات خوب و دلربا را با هم داشته باشید اما یک سری موارد هستند که اعمال و بکار بردن آنها بسیار راحت بوده و موجب پیشی گرفتن شما از دیگر مردان می‌شود. دیجی رو در ادامه ۵ خصوصیت مهمی که زنان در مردان جست و جو می‌کنند را برای شما عنوان می‌کند، پس در ادامه با ما همراه باشید.

۱. زنان به دنبال کسی می‌گردند که بتواند آنها را بخنداند

داشتن حس شوخ طبعی یکی از اولین مواردی است که در ابتدای لیست هر خانمی قرار دارد. شوخی‌های بامزه کردن و بامزه صحبت کردن منجر به کاهش استرس شده و نشان می‌دهد که شما خودتان را خیلی جدی و دست بالا نمی‌گیرید. شوخ طبعی در رابطه همچنین به از بین بردن تنش کمک کرده و همینطور باعث می‌شود که هردوی شما به طور هماهنگ‌تری در طول زندگی به پیش بروید.

۲. هدف داشتن

یکی دیگر از چیزهایی که زنان در مردان جست و جو می‌کنند داشتن اشتیاق و هدف و دنبال کردن آنهاست. جاه طلبی و داشتن آرزو و هدف به این معناست که فرد به آینده‌اش اهمیت داده و به کم راضی نمی‌شود. کسی که به زندگی و بهتر کردن خودش اهمیت می‌دهد خیلی هیجان انگیزتر از کسی است که دائم در یک وضعیت ثابت به سر می‌برد و هیچ فکر و برنامهٔ خاصی برای آینده‌اش ندارد.

۳. داشتن مهارت خوب ارتباط برقرار کردن

اگر می‌خواهید رابطه‌ای خوب و با دوام داشته باشید باید مهارت‌های خوبی هم در ارتباط برقرار کردن داشته باشید. سوء تفاهم اولین عاملی است که منجر به مشاجره در روابط می‌شود. مهارت‌های ارتباطی خوب شامل دانستن اینکه چطور به حرفهای شریک‌تان گوش داده و همینطور احساس خودتان را بروز دهید می‌شود. داد زدن سر همدیگر شما را به جایی نمی‌رساند به خاطر همین بسیار مهم است که راجع به مسائل در آرامش و به طور موثر با یکدیگر به گفت و گو بپردازید.

۴. بتواند از پس خودش بربیاید

اکثر زنان یک مرد بالغ که مثل مردان بالغ هم رفتار می‌کند می‌خواهند. آنها ازمردانی خوششان می‌آید که می‌توانند لباسهایشان را بشویند، بعد از آشپزی ترتیب ظرف‌ها را بدهند و خلاصه کارهای این چنینی‌شان را خودشان انجام دهند. همینطور با برنامه بودن هم بسیار ویژگی مهمی محسوب می‌شود. ایجاد این ویژگی در خودتان باعث می‌شود که برای خانم‌ها انتخاب مناسب‌تری بنظر برسید.

۵. بتوانند خودشان را با زندگی طرف مقابل وفق دهند

شما هر دو در یک رابطه منافع شخصی خودتان را دارید. وقتی وارد رابطه‌ای با یک نفر می‌شوید نباید به کلی برنامه‌ها و منافع خودتان را فراموش کنید و وفقط به برنامه‌ها  و منافع طرف مقابلتان بها دهید. هر دوی شما باید تلاش کنید که بتوانید زندگی‌تان را با یکدیگر وفق داده و ادغام کنید. این موضوع نیازمند همکاری دوطرفه می‌باشد. شاید شما دوست نداشته باشید فیلمی که او تماشا می‌کند را تماشا کنید یا خوشتان نیاید با دوستان او وقت بگذرانید، اما با این حال مهم است که کارهایی که او از انجامشان لذت می‌برد را انجام دهید و اگر لازم شد با افرادی که او برایشان اهمیت قائل است هم وقت بگذرانید و البته ناگفته نماند که او هم باید نسبت به شما همین کار را انجام دهد.

نتیجه گیری

ویژگی‌های ذکر شده جزو خصوصیت‌های مهمی هستند که برای خانم‌ها ارزش زیادی دارند و به کیفیت رابطهٔ شما کمک می‌کنند. کمتر پیش می‌آید که کسی صرفا چون به جذابیت هنرپیشه‌های هالیوودی است بسیار دلربا بوده و یک خانم را از همه لحاظ راضی نگه دارد، به خاطر همین ایجاد یک سری صفات و ویژگی‌هایی که برای خانم‌ها ارزشمند هستند درخودتان بسیار مهم است. زنان به دنبال کسی هستند که صداقت دارد واین صداقت، شامل صداقت داشتن با خودتان هم می‌شود. پس بد نیست شروع کنید و خصوصیات این چنینی در خودتان ایجاد کنید تا در چشم خانم‌ها گزینهٔ بهتری بنظر برسید.

نظر شما چیست؟ بنظر شما خانم‌ها بیشتر به دنبال چه ویژگی‌هایی در مردان هستند؟ نظرات خود را با ما به اشتراک بگذارید.



لینک منبع

کوردوبا: اسپالتی نقش مهمی در موفقیت اینتر داشته است؛ سری آ دشوارترین لیگ جهان است

طرفداری – اینتر در ۶ بازی این فصل خود در سری آ موفق به کسب پیروزی شده و تنها مقابل بولونیا به تساوی رسید تا با ۱۹ امتیاز در کنار یوونتوس، ناپولیِ ۲۱ امتیازی را تعقیب کند. ایوان کوردوبا در گفتگو با مدیاست گفت:

در برابر این تیم اینتر می توانیم بگوییم عملکرد آنها همه را متعجب کرده است. به عنوان یک هوادار، می توانم بگویم این طبیعی است که بهترین ها را هدف قرار دهید اما ما روی روال خوبی هستیم تا به ثبات برسیم و این می تواند ما را بین بهترین ها قرار دهد. فکر می کنم اسپالتی نقش مهمی در این تیم داشته است. می توانید اثر کار او را در تیم کاملا متوجه شوید. حالا بازیکنان اعتماد به نفس و انگیزه بیشتری دارند. 

سخت ترین آزمون فصل تا به اینجا می تواند بازی اینتر مقابل میلان در دربی دلا مادونینا باشد. کوردوبا در این مورد گفت:

 من امیدوارم اینتر به همین روال ادامه دهد اما دربی همیشه بازی سختی است و نتایج اخیر تیم ها تاثیری در نتیجه دربی نخواهد داشت. در چنین بازی با اشتیاقی وارد می شوید که باید بدانید چگونه آن را تحت کنترل در آورید. 

فکر می کنم بازیکنان تازه متوجه شده اند که چرا سری آ دشوارترین لیگ جهان است. من این مساله را با فوتبالیست های زیادی مطرح کرده ام و همه آنها موافقند. حتی زمانی که مقابل بولونیا یا بنونتو بازی دارید، اگر نگرش خوبی نداشته باشید بازی بسیار سخت می شود. همه این مسائل باید سنجیده شوند و بازیکنان اینتر حالا درک بهتری دارند. 

چه کسی مانند کوردوبا در اینتر کنونی نقش رهبر خط دفاعی را به عهده دارد؟

دوست دارم در مورد میلان اشکرینیار صحبت کنم که نشان داده چقدر برای خط دفاع مهم است. او به خوبی با میراندا وفق پیدا کرده و آنها امنیت خوبی در خط دفاعی ایجاد کرده اند. تمام تیم در کار دفاعی بهتر کار می کنند و این به خط حمله هم کمک می کند. 



منبع لینک by [author_name]

لاوروف در سفر به امان به تفاهمات مهمی درباره سوریه دست یافته است – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ارم نیوز، منابع مطلع اردنی مدعی شدند که «سرگی لاوروف» وزیر امور خارجه روسیه در سفر به «امان» پایتخت اردن با «عبدالله دوم» پادشاه این کشور به تفاهمات مهمی پیرامون موضوع سوریه دست یافته است.

این منابع آگاه در گفتگو با پایگاه خبری «ارم نیوز» گفتند که مطابق این تفاهمات ارتش سوریه به سمت مرزهای اردن پیشروی خواهد کرد.

بر اساس اعلام این پایگاه، موضوع سوریه و مناطق کاهش تنش و دیگر بحران های منطقه ای و همچنین روابط دوجانبه محور دیدارهای روز دوشنبه لاوروف در امان بوده است.

ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه و عبدالله دوم شاه اردن دو ماه پیش از این به صورت تلفنی پیرامون اوضاع سوریه و تروریسم گفتگو کرده بودند که در نتیجه، آنچه بعدها به «توافق امان» معروف شد، بین آمریکا، اردن و روسیه ایجاد شد و در همان ماه منطقه کاهش تنش در جنوب غرب سوریه اعمال شد.

وزیر امور خارجه روسیه پس از آن از توافق روسیه، آمریکا و اردن برای تاسیس مرکزی در امان به منظور نظارت بر اوضاع سوریه خبر داد.

روسیه و اردن توانستند گفتگوی منظمی را درباره موضوع سوریه و هماهنگی مواضع در مذاکرات آستانه و خارج آن شکل دهند که پیشرفت چشمگیری در خصوص ایجاد مناطق کاهش تنش در سوریه داشت.

کارشناسان بر این باورند که سفر لاوروف به منطقه خلیج فارس و عربستان و اردن در ادامه هماهنگی مسکو با طرف های منطقه ای و بویژه اردن در خصوص تحولات سوریه صورت گرفته است.

برخی گزارش‌ها نیز حکایت از آن دارد که نزدیکی اردن و سوریه در صوت تکمیل مذاکرات روسیه با طرف‌ها در منطقه خلیج فارس بیشتر خواهد شد.

موضوعی که در نشست خبری روز دوشنبه «ایمن الصفدی» وزیر خارجه اردن با لاوروف به وضوح دیده شد و الصفدی طی این نشست بر ضرورت دستیابی به راه حل سیاسی برای بحران سوریه تأکید کرد.



منبع لینک by [author_name]

۱۴ نکته مهمی که قبل از خیانت کردن به همسر باید بدانید


هر چند وقت یکبار از گوشه و کنار خبر خیانت کسی به همسرش Betrayed wife را می‌شنوید. به نظر می‌رسد که این روزها در جوامع غربی خیانت به مسئله‌ای عادی تبدیل شده است و فقط مربوط به هیچ جنسیت یا جایگاه اجتماعی خاصی هم نیست. کارمان هر چه که باشد (سیاستمدار، معلم، ورزشکار، هنرپیشه، موسیقیدان، تاجر و …) خیانت‌کارها بینمان هستند. دیگر سوال نیست که «چه کسی خیانت کرده است؟» این است که «چه کسی خیانت نکرده است؟»

تفکر «سریع و ساده» جامعه به مقدس‌ترین بنیان خود اثر منفی گذاشته است. خیلی از خیانت‌کارها سعی می‌کنند کار خودشان را توجیه کنند. دلایلشان برای خودشان منطقی است. اما برای آنهایی که هیچوقت خیانت نکرده‌اند، این دلایل هیچ معنا و مفهومی ندارد. مسئله خیانت تا جایی طبیعی و نرمال شده است که تقریباً هیچ فیلم و سریالی ماهواره ای نیست که حداقل یک اپیزود خیانت نداشته باشد.

مشاوره در مورد خیانت زندگی بهتر زناشویی راهکارهایی برای بهتر شدن روابط زناشویی دکتر روانشناس خوب خیانت همسر خیانت مردان متاهل خیانت زن متاهل خیانت زن به مرد خیانت به انگلیسی آموزش زناشویی Betrayed wife

خیانت روابط را نابود کرده و آرزوها را نقش بر آب می‌کند. اگر به فکر خیانت کردن به همسرتان هستید، قبل از اینکه وارد عمل شوید، این ۱۴ نکته را بخوانید.

۱. به یک دروغگو تبدیل می‌شوید. به دوش کشیدن لقب «خیانتکار» به اندازه کافی سنگین است اما اگر خیانت کنید، برچسب دروغگویی هم به شما می‌زنند. خیانت بدون فریب دادن اتفاق نمی‌افتد و دروغ‌های مصلحتی که در ابتدای کار می‌گویید به دروغ‌هایی بسیار بزرگتر تبدیل خواهند شد. «امشب تا دیروقت سر کار می‌مانم»‌ها شاید تا حدی درست باشد اما لازم است تعریف جدیدی از «کار» ارائه کنید. خیانت و دروغ دست در دست هم پیش می‌روند.

۲. مچتان گرفته می‌شود. شاید این اتفاق امروز نیفتد. شاید فردا هم نیفتد اما بالاخره ماه پشت ابر نمی‌ماند. اگر خوش‌شانس باشید، داستان خیانتتان وارد اخبار و روزنامه‌ها نشود اما همین که دوستانتان بفهمند کافی است. همان‌ها خبر خیانتتان را دهان به دهان پخش می‌کنند. انگار که یک بیلبوردی از خیانتتان در خانه‌تان زده باشند.

۳. همه را از خودتان ناامید می‌کنید. همه. همسرتان، دوستانتان، همکارانتان، خانواده‌تان، بچه‌هایتان، خودتان و خدایتان.  زمان زیادی می‌برد تا ناامیدی که ایجاد کرده‌اید کمرنگ شود.

۴. به یک الگوی بد تبدیل می‌شود. هر فردی یا یک الگوی خوب است یا یک الگوی بد. خیانت کردن نه تنها یک الگوی بد است بلکه ابرهای تردیدی به همراه خود می‌آورد که قسمت‌های دیگر زندگی‌تان را هم تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. اگر در یک جای زندگیتان خیانت کرده باشید، آیا در جای دیگر هم اینکار را می‌کنید؟ خیانت به همه نشان می‌دهد که شما راه ساده را انتخاب می‌کنید. به بقیه می‌فهماند که ارزش‌های خانوادگی‌تان را به راحتی زیر پا می‌گذارید. برای همه مشخص می‌کند که نمی‌خواسته‌اید کار سخت را انجام داده و برای مشکلی که دارید کمک بگیرید.  هیچکس یک خیانتکار را تحسین نمی‌کند. حتی اگر یک عمر درست رفتار کرده باشید، این کار بدتان همه آن را از بین می‌برد.

۵. اعتبار اخلاقی‌تان را از دست می‌دهید. خیلی سخت خواهد شد که به بچه‌هایتان (و بقیه) بگویید چه کاری درست است وقتی می‌دانند که خودتان کار درست را انجام نداده‌اید. نه تنها احترام دیگران را از دست خواهید داد، احترامی هم پیش خودتان برایتان نمی‌ماند. هر قضاوت اخلاقی که در آینده بکنید، با خیانتی که در گذشته کرده‌اید مقایسه خواهد شد. البته به این معنی نیست که نمی‌توانید در آینده حرف درست بزنید، مسئله اینجاست که کسی به حرفتان گوش نخواهد داد.

۶. همسرتان دچار مشکل اعتماد خواهد شد. برای همیشه. شما به تنهایی اعتمادبه‌نفس آن فردی که به او قول داده بودید همیشه دوستش بدارید را نابود می‌کنید. هر رابطه دیگری که بعد از شما داشته باشند، برای ایجاد اعتماد دچار مشکل خواهند بود. اگر این کافی نیست، باید بگوییم که دنیای بچه‌هایتان را هم نابود می‌کنید و باعث می‌شوید که ثبات هر رابطه معناداری برایشان زیر سوال برود.

۷. استاندارد زندگی را از دست می‌دهید. کارتان هر چه که باشد، ممکن است آن را از دست بدهید. خیلی‌ها خانه‌شان را از دست می‌دهند. خیلی‌ها با هزینه‌های سنگین دادگاه و مهریه و طلاق روبه‌رو می‌شوند. هر چکی که می‌نویسید، نادان بودنتان را به شما یادآوری می‌کند.

۸. مجبور خواهید شد سالها برای ساختن دوباره زندگی‌تان تلاش کنید. حتی اگر از نظر مالی وضعیتتان دچار مشکل نشود، اما خواهید دید که سالهای زیادی طول می‌کشد تا از نظر احساسی التیام پیدا کنید. ساختن دوباره دوستی‌ها سالها زمان خواهد برد. ساختن دوباره شخصیتتان و ساختن دوباره اعتماد هم همینطور. حتی سالها طول خواهد کشید که بتوانید خودتان را ببخشید.

۹. روابطتان را از دست خواهید داد. روابط زیادی را از دست خواهید داد. دوستانی که سالهاست با آنها هستید، ترکتان می‌کنند. دوستان صمیمی که بارها و بارها به آنها کمک کرده‌اید هم دیگر دور و برتان نخواهند بود که کمکتان کنند. اعضای خانواده‌تان هم که هر اتفاقی که می‌افتاد باز کنارتان بودند هم از شما فاصله می‌گیرند. آدم خیانت‌کار در آخر تنها می‌ماند.

۱۰. احتمال ابتلا به بیماری‌های مقاربتی در شما افزایش خواهد یافت. بیماری‌هایی که از طریق رابطه‌جنسی منتقل می‌شوند بین کسانی که از نظر جنسی بی‌قید هستند متداول‌تر است. اما همسر خودتان که این بیماری‌ها را ندارد درست است؟ اگر اینطور فکر کنید که همه  بجز همسرتان مبتلا به یک بیماری مقاربتی است، آنوقت هیچوقت دست به خیانت نخواهید زد.

۱۱. مرغ همسایه غاز نیست. این یک تفکر اشتباه است. چون مرغ همسایه هیچوقت مال ما نبوده است، فقط تصور ماست که ممکن است از مرغ ما بهتر باشد. اما اینطور نیست. درواقع، بااینکه از دور ممکن است به نظرتان غاز برسد اما به محض اینکه به خانه همسایه پیش مرغش بروید، یکدفعه اتفاق جالبی می‌افتد، مرغ همسایه که به نظرتان غاز بود، شبیه به مرغ خانه خودتان می‌شود. این اتفاق خیلی زود بعد از اینکه مچتان گرفته می‌شود می‌افتد. آنوقت همه چیز در نظرتان تغییر می‌کند، حتی نسبت به مرغ خودتان که ترکش کرده‌اید. یکدفعه نسبت به آن احساس پیدا می‌کنید. اما آن مرغ دیگر شما را پیش خودش نمی‌خواهد. فرقش اینجاست.

۱۲. دوست دارید رفتار مشابهی با شما شود؟ دزدها دوست دارند جیب دیگران را بزنند اما از اینکه کسی جیبشان را بزند خوششان نمی‌آید. اگر همه ما با این قانونی طلایی زندگی می‌کردیم: با دیگران همانطوری رفتار کن که دوست داری با تو رفتار شود، آنوقت بیشتر مشکلات زندگی یک‌شبه حل می‌شد. به این کار از این دیدگاه نگاه کنید که برای خودتان اتفاق افتاده باشد. مشکل اینجاست که این چیزها نیازمند فکر کردن است و فکر کردن آخرین چیزی است که یک خیانتکار به سراغش می‌رود.

۱۳. بعدها از این تصمیمتان پشیمان خواهید شد. در همان لحظه، خیانت ممکن است به نظرتان منطقی بیاید. حس خوبی دارد و حتی به نظرتان کار درستی می‌آید. اما یادتان باشد احساسات گول می‌زنند. خیلی زود بعد از آن چشم‌هایتان باز شده و از اینکه سیب ممنوع را خورده‌اید پشیمان می‌شوید. به اندازه کافی پشیمانی در زندگی‌مان نداریم؟ چرا یک پشیمانی دیگر به آنها اضافه کنیم، آنهم یکی که همه چیزهایی که با تلاش برای خودتان ساخته‌اید را نابود می‌کند. شاید خانه‌تان عالی و ایدآل نباشد اما بهتر از زندگی کردن در چادر است.

۱۴. چیزی که از دست می‌دهید بیشتر از چیزی است که به دست می‌آورید. هیچکس در بستر مرگ نگفته است کاش خیانت می‌کردم. هیچکس دفتر وکیلش را با لبخند روی لب بخاطر تجربه‌ای که داشته است ترک نکرده است. هیچکس از اینکه بخاطر خیانتش دوستانش را از دست می‌دهد خوشحال نشده است. چیزهایی که از دست می‌دهید، نابودتان می‌کند. دردش غیرقابل‌تحمل است. حتی امپراطوری‌ها هم ممکن است بخاطر چند لحظه خوشی و لذت موقتی نابود شوند. واقعاً ارزشش را ندارد.



لینک منبع

لیندلوف: دوران مهمی را در منچستریونایتد سپری می کنم؛ در حال وفق پیدا کردن با شرایط هستم

طرفداری- ویکتور لیندلوف، مدافع سوئدی منچستریونایتد، اذعان کرده است که تماشای بازی های تیمش از روی سکوها برایش سخت بوده است، اما حس می کند که در حال وفق پیدا کردن با شرایط جدیدش است.

به گزارش سایت MEN، لیندلوف در تابستان امسال با مبلغ ۳۰ میلیون پوند از بنفیکا به منچستریونایتد پیوست و اکنون در بین مدافعان مرکزی ژوزه مورینیو در یونایتد، خود را عقب تر از اریک بایی، فیل جونز و کریس اسمالینگ می بیند. او در مصاحبه با رسانه ای سوئدی درباره شرایطش در یونایتد بیان کرده است:

طبیعی است که به عنوان بازیکن، همواره می خواهید بازی کنید. [در منچستریونایتد] رقابت سختی را با بازیکنانی بسیار خوب دارم. بنابراین خواهیم دید که چگونه پیش خواهد رفت، اما این واضح است که به عنوان بازیکن می خواهید بازی کنید. من تازه به باشگاه پیوسته ام. تمرینات در هفته ای که گذشت خیلی خوب بود و حس می کنم بیشتر و بیشتر در حال وفق پیدا کردان با شرایط هستم. 

ژوزه مورینیو اخیراً به لیندلوف هشدار داده بود که تطابق پیدا کردن با شرایط بازی در لیگ برتر نیازمند زمان خواهد بود. او همچنین اعلام کرد که مقایسه شرایط این مدافع سوئدی ۲۳ ساله با دو خرید دیگر شیاطین سرخ در نقل و انتقالات – نمانیا ماتیچ و روملو لوکاکو – نا عادلانه خواهد بود؛ بازیکنانی که تجربه بازی کردن در لیگ برتر را پیش از این داشته اند.

محرومیت فیل جونز و اریک بایی از حضور در اولین دیدار منچستریونایتد در دور گروهی لیگ قهرمانان اروپا مقابل بازل سوئیس موجب خواهد شد تا زوج ویکتور لیندلوف- کریس اسمالینگ در این بازی از ابتدا به کار گرفته شوند. در همین حال، لیندلوف از زمان بیرون بودنش از ترکیب اصلی یونایتد استفاده می کند تا خودش را برای بازی کردن در یکی از بزرگترین باشگاه های جهان آماده کند. وی در این باره می گوید:

تجربه خوبی بوده است- آشنایی پیدا کردن با باشگاه، محیط، بازیکنان، رهبران تیم و سیستم موجود. این دوران بسیار مهمی برای من است. واضح است که [در مقایسه با گذشته]، همه چیز در اینجا متفاوت است. منچستریونایتد چشم های بیشتری را به خود خیره می کند در مقایسه با بنفیکا.

لیندلوف در حال حاضر در اردوی تیم ملی سوئد به سر می برد. سوئدی ها خودشان را برای دیدارهای انتخابی جام جهانی مقابل بلغارستان و بلاروس آماده می کنند. 



منبع لینک by [author_name]

بروشور گلکسی نوت ۸ جزییات تازه و مهمی از جدیدترین نوت سامسونگ را لو داد


به تازگی بروشور گلکسی نوت ۸ (Galaxy Note 8) در فضای مجازی منتشر شده و جزییات مهمی از مشخصات نوت ۸ سامسونگ را پیش از رونمایی لو داده است.

کمتر از ۵ روز تا معرفی رسمی جدیدترین پرچمدار سری نوت سامسونگ باقی مانده و تا کنون اخبار و حواشی زیادی پیرامون این فبلت پرچمدار منتشر شده است. علاوه بر این، خبرهای زیادی در خصوص امکانات فنی و مشخصات گلکسی نوت ۸ از سوی منابع مختلف شنیده می‌شود.

به نظر می‌رسد تا روز معرفی جدیدترین گوشی سامسونگ، شایعات ادامه داشته و خبرهای جدیدی در راه باشند. در همین راستا، ساعاتی پیش بروشور گلکسی نوت ۸ نیز به بیرون درز کرده که برخی حرف و حدیث‌های قبلی پیرامون مشخصات نوت ۸ را تایید می‌کند.

بروشور گلکسی نوت 8 جزییات تازه و مهمی از جدیدترین نوت سامسونگ را لو داد

در بروشور گلکسی نوت ۸ از صفحه نمایش ۶٫۳ ایچی با وضوح تصویر QHD و بهره‌گیری از تکنولوژی Infinity Display صحبت شده که از قلم سامسونگ نیز پشتیبانی می‌کند. این گوشی همچنین به اسکنر عنبیه چشم و شارژ وایرلس مجهز خواهد بود. نوت جدید سامسونگ با اخذ گواهی IP68، در برابر نفوذ آب و گرد و غبار نیز مقاوم است.

بروشور گلکسی نوت ۸ برخی شایعات قبلی را تایید می‌کند

بر اساس بروشور گلکسی نوت ۸ که در فضای مجازی دست به دست می‌شود، دومین پرچمدار سال ۲۰۱۷ سامسونگ به دوربین دوگانه با لنزهایی به گشودگی دریچه دیافراگم f/1.7 و پشتیبانی از زوم ۲ برابری به همراه سیستم تثبیت‌کننده تصویر مجهز خواهد شد. برخی امکانات مخصوص گوشی های سری نوت سامسونگ، نظیر Screen-off Memo نیز ویژگی جالبی‌ست که نوت ۸ از گلکسی نوت ۵ به ارث خواهد برد. با استفاده از این قابلیت، کاربر می‌تواند حتی در صورت خاموش بودن صفحه نمایش، با اس‌پن به نوشتن رویدادهای دلخواه بپردازد.

سامسونگ قصد دارد گلکسی نوت جدید را در رنگ‌های اصلی مشکی و طلایی (با نام‌های مشکی نیمه‌شب و طلایی افرایی) برای همه کشورها و یک رنگ آبی تیره (با نام آبی دریایی عمیق) برای برخی بازارهای منتخب عرضه کند. در بروشور گلکسی نوت ۸ صحبتی از قیمت این فبلت به میان نیامده است.



لینک منبع

۱۰ فیلم مهمی که باید قبل از تماشای دانکرک ببینید


۱۰ فیلم مهمی که باید قبل از تماشای دانکرک ببینید

چند هفته‌ای است که دانکرک (Dunkirk) فیلم جدید کریستوفر نولان در ایالات متحده آمریکا آغاز به اکران کرده و مورد توجه و تمجید منتقدان قرار گرفته است. در عین حال بررسی فیلم‌های پرفروش باکس‌آفیس در هفته‌های گذشته هم نشان می‌دهد که آخرین فیلم نولان برای دو هفته متوالی پس از شروع اکران در صدر جدول فیلم‌های پرفروش قرار داشت و این هفته هم (هفته سوم) دومین فیلم پرفروش سینماهای آمریکا بود.

در این مقاله ۱۰ فیلم سینمایی مهم را بررسی کرده‌ایم که تماشای آن‌ها برای بهتر دیدن و درک کردن فیلم دانکرک الزامی به نظر می‌رسند. بعضی از این فیلم‌ها مستقیما مورد توجه نولان بوده و این کارگردان از تاثیر این فیلم‌ها بر دانکرک سخن گفته است. تعداد دیگری از فیلم‌های این لیست از شاهکارهای تاریخ سینما در حوزه فیلم‌های جنگی به حساب می‌آیند و قطعا باید پیش از دیدن فیلم نولان، آن‌ها را هم دیده باشید. با دیجی‌کالا مگ در بررسی این ۱۰ فیلم همراه باشید.

۱- در جبهه غرب خبری نیست

فیلم سینمایی تحسین‌شده و اسکارگرفته‌ی «در جبهه غرب خبری نیست» (All Quiet on the Western Front) در سال ۱۹۳۰ ساخته شد. این ساخته لوییس مایلستون کارگردان مولداویایی تبار زاده آمریکا یکی از فیلم‌های کلیدی تاریخ سینما در حوزه توصیف جنگ است. کریستوفر نولان معتقد است شدت و وحشت موجود در جنگ جایی بهتر از فیلم «در جبهه غرب خبری نیست» به نمایش در نیامده است.

«در جبهه غرب خبری نیست» روایتگر سرنوشت تعدادی نوجوان آلمانی است که معلم‌شان آن‌‎ها را قانع کرده برای شرکت در جنگ جهانی اول ثبت نام کنند. فیلم در طول بسط این روایت، تجربه این نوجوانان را از حضور در میدان نبرد نشان می‌دهد.

این فیلم که به طرز فوق‌العاده‌ای کارگردانی شده و از آثار شاخص سینمای آمریکا در دهه ۳۰ میلادی است برای درک جنگ و دشواری‌های آن ضروری به نظر می‌رسد.

۲- نبرد الجزیره

«نبرد الجزیره» ( The Battle of Algiers) فیلمی جنگی محصول سال ۱۹۶۶ است که توسط کارگردان ایتالیایی جیلو پونته‌کوروو ساخته شده. فیلم که محصول مشترک کشورهای ایتالیا و الجزایر است روایتگر جنگ مردم الجزایر با نیروهای دولت فرانسه در دهه پنجاه میلادی است؛ نبردهایی که برای رهایی از استعمار و سلطه فرانسه در شمال آفریقا اتفاق افتاد. در سال ۲۰۱۲ و پس از رای‌گیری مجله سایت اند ساوند از کارگردانان و منتقدان مطرح سینمایی، این فیلم به عنوان ۴۸ مین فیلم در میان ۲۵۰ فیلم برتر تمام تاریخ سینما انتخاب شد. نمایش این فیلم که در دوران خود بسیار جنجالی بود تا ۵ سال پس از ساخت آن در کشور فرانسه ممنوع بود.

نبرد الجزیره، برنده شیر طلایی جشنواره ونیز از نظر نولان فیلمی است که تاریخ مصرف ندارد و روایت واقع‌گرایانه آن بر مخاطب موثر است. این فیلم که به عنوان یکی از بهترین فیلم‌های تاریخ سینما در میان فیلم‌های جنگی مطرح شده است و عموم تماشاگران را طی دهه‌ها با خود همراه کرده، یکی از فیلم‌هایی است که حتما باید پیش از دیدن آخرین فیلم کریستوفر نولان دیده باشید.

۳- نجات سرباز رایان

«نجات سرباز رایان» (Saving Private Ryan) یکی از بهترین فیلم‌های استیون اسپیلبرگ، ماجرای ۸ سرباز آمریکایی است که قصد دارند یک سرباز چترباز را نجات دهند. یکی از صحنه‌های درخشان فیلم، صحنه معروف به Omaha Beach است. این صحنه به عنوان یکی از واقع‌گرایانه‌ترین صحنه‌های جنگی در تاریخ سینما شناخته می‌شود. به باور بعضی از کارشناسان این صحنه ۲۴ دقیقه‌ای احتمالا بزرگترین دستاورد هنری اسپیلبرگ است. این فیلم که برنده ۵ جایزه اسکار شده از مجموعه فیلم‌های جنگی است که به عنوان یک سینمادوست به هیچ عنوان نباید از دستش بدهید.

۴- غلاف تمام‌فلزی

«غلاف تمام‌فلزی» (Full Metal Jacket) یکی از آخرین فیلم‌های استنلی کوبریک درباره یک گروه از سربازان آمریکایی است که برای شرکت در جنگ ویتنام آماده می‌شوند و در روند پیشرفت قصه با تجربه ترسناک این نظامیان هنگام حضور در این جنگ آشنا می‌شویم. این فیلم یک سال پس از فیلم موفق «جوخه» (Platoon) ساخته الیور استون روی پرده آمد و در آغاز تا حدی زیر سایه این فیلم قرار داشت اما در گذر زمان خود را به عنوان چنان فیلم موثری معرفی کرد که در حال حاضر در مقایسه با فیلم جوخه از شهرت بیشتری برخوردار است. بعضی از کارشناسان معتقدند استنلی کوبریک از جمله کارگردانانی است که بر شیوه‌های کاری کریستوفر نولان در سینما اثر گذار بوده است.

۵- مزد ترس

یکی از بخش‌های مهم سینمای نولان تعلیقی است که این کارگردان در اغلب فیلم‌های خود از آن بهره می‌برد. در واقع تعلیق در آثار نولان صرفا به عنوان بخشی از یک ژانر سینمایی به کار گرفته نمی‌شود بلکه از طریق آن واکنش‌های تماشاگران هم کنترل می‌شود.

«مزد ترس» (The Wages of Fear) فیلمی است خاص در تاریخ سینما. فیلمی که نخل طلای کن و خرس طلای جشنواره فیلم برلین را ازان خود کرد.

فیلم درباره چهار مرد است که قصد دارند یک محموله نیتروگلیسرین را به یک میدان نفتی در جنگل‌های جنوبی آمریکا برسانند. در طول فیلم با بالا گرفتن تضاد میان شخصیت‌ها، تنش و احساس اینکه مرگ به شدت نزدیک است بر فضای فیلم غالب می‌شود. مزد ترس اثر آنری-ژرژ کلوزو یک نمونه فوق‌العاده از فیلم‌های پرتعلیق در تاریخ سینما است.

۶- طمع

«طمع» (Greed)، شاهکار اریش فن اشتروهم کارگردان آمریکایی- اتریشی است. فیلمی صامت از اعماق تاریخ سینما (ساخته سال ۱۹۲۴) که نسخه اصلی‌اش ۷ ساعت و ۴۲ دقیقه بود اما نهایتا در قالب یک فیلم ۲ ساعت و ۲۰ دقیقه‌ای به نمایش درآمد.

فیلمی که یکی از نمونه‌های درخشان و اولیه تاریخ سینما در داستان‌گویی از طریق تصویر است. نولان معتقد است فیلم طمع از نمونه‌هایی است که امکانات یک داستان‌گویی ناب بصری را جستجو و کشف می‌کند. مسیری که او پس از سال‌ها پیشرفت سینما، در دانکرک دنبال کرده است.

در فیلم طمع داستان یک دندان‌پزشک و همسرش را دنبال می‌کنیم که پس از دوره‌ای از زندگی و تبدیل شدن به افرادی بی‌نهایت طمع‌کار زندگی‌شان را ویران می‌کنند.

۷- خبرنگار خارجی

نولان از این فیلم آلفرد هیچکاک یاد کرده و گفته است در دانکرک از صحنه غرق شدن هواپیمای فیلم خبرنگار خارجی (Foreign Correspondent) الهام گرفته است. نولان در یک مصاحبه با موسسه فیلم بریتانیا گفته است هیچ تلاشی برای خلق تعلیق سینمایی و قصه‌گویی تصویری بدون وجود هیچکاک کامل نمی‌بود.

این تریلر جاسوسی ماجرای یک خبرنگار آمریکایی را روایت می‌کند که از نیویورک به اروپا فرستاده می‌شود. این خبرنگار قصد دارد ماجرای یک توافق مخفی میان دو کشور اروپایی را کشف کند اما شرایط از روند طبیعی خود خارج شده و این خبرنگار به همراه یک زن تلاش می‌کنند گروهی از جاسوس‌ها را شناسایی کنند.

هیچکاک در خبرنگار خارجی مجموعه‌ای از ژانر‌ها را در خدمت گرفته و با آن‌ها بازی می‌کند. فیلمی با دیالوگ‌های هوشمندانه و کاملا سرگرم‌کننده.

۸- خط باریک سرخ

در سال ۲۰۱۱ بود که نام ترنس مالیک کاگردان فیلم «خط باریک سرخ» (The Thin Red Line) سر زبان‌ها افتاد. او در آن سال موفق شد بخاطر فیلم دیگرش «درخت زندگی» (The Tree of Life) نخل طلای جشنواره کن را بدست آورد. با این وجود مالیک کارگردان بزرگی است که در چند دهه گذشته فعالیت‌های گزینشی و محدودی داشته.

مالیک خط باریک سرخ را در سال ۱۹۹۸ و پس از ۲۰ سال دوری از سینما ساخت. فیلم که از نظر تاریخی داستانی مرتبط با جنگ جهانی دوم و ماجرای مبارزه سربازان آمریکایی با سربازان ژاپنی برای در هم شکستن آخرین مقاوت‌های ارتش ژاپن است.

فیلم بیش از آنکه درباره جنگ باشد درباره احساسات پیچیده رزمندگان است و همین هم اثر را به نمونه‌ای متفاوت و به‌یادماندنی در سینمای جنگی بدل کرده است.

بسیاری از منتقدان اعتقاد دارند که خط باریک سرخ بدون شک یکی از بهترین فیلم‌های جنگی تمام دوران‌ها و یکی از بهترین آثار ترنس مالیک است. دیدن این نمونه‌های ناب از سینمای جنگ قطعا پیش از دیدن اثر آخر نولان ضروری به نظر می‌رسد.

۹- اینک آخرالزمان

«اینک آخرالزمان» (Apocalypse Now) از نگاه بعضی از منتقدین شاهکار فرانسیس فورد کاپولا و از نظر بعضی دیگر، اثری است که نتوانست به اندازه «پدرخوانده» بدرخشد. این فیلم پر سر و صدا، ماجرای سروان بنجامین ویلارد را دنبال می‌کند که باید در طول جنگ ویتنام برای انجام ماموریتی به جنگل‌های کامبوج برود و سرهنگ کرتز را که می‌گویند دیوانه شده بکشد.

کاپولا این اثر را در سال ۱۹۷۹ و با اقتباس از کتاب دل تاريکي اثر جوزف کنراد ساخت. همان سال اینک آخر الزمان موفق شد در کنار فیلم «طبل حلبی» نخل طلای جشنواره کن را به دست آورد.

به هر حال این نمونه که از نظر بعضی از منتقدان شاهکاری در هماهنگی صدا، تصویر و بازی بازیگران به حساب می‌آید فیلمی است که باید قبل از دیدن فیلم‌های جنگی این روزها مثل دانکرک، دیده شود.

۱۰- بیا و ببین

«بیا و ببین» (Come and See) ساخته الم کلیموف کارگردان روس در نگاه بسیاری از منتقدان به عنوان بهترین فیلمی شناخته می‌شود که در طول تاریخ سینما درباره جنگ ساخته شده. فیلم که فضای رعب‌آور، یاس‌برانگیز و تلخ جنگ جهانی دوم را نشان ‌می‌دهد تلاش می‌کند مخاطب را با وجوهی پیشتر ناشناخته از این جنگ آشنا کند.

بیا و ببین روایتگر ماجرای پسری نوجوان است که بعد از پیدا کردن یک اسلحه به نیروهای شوروی می‌پیوندد و علیه آلمان‌ها می‌جنگد. فیلم با ترکیب صدا و تصاویر خلاقانه و ناب تلاش می‌کند تجربه‌ای تکان‌دهنده را برای مخاطب رقم بزند و همانطور که نام آن نشان می‌دهد، دست تماشاگر را بگیرد تا «بیاید» و رنج‌های عظیمی که در آن تاریخ و آن جنگ بر مردم رفته است را «ببیند».

منبع: Tasteofcinema

 



لینک منبع