دخترش

زنی که دخترش را از دست داد و مادر ۸۰۰ دختر یتیم شد


برترین ها: دکتر ساروجینی آگراوال حدود ۴۰ سال پیش دخترش را در تصادف از دست داد، اما این داستان غم انگیز الهام بخش او شد تا به دختران یتیم دیگر کمک کند. این زن ۸۰ ساله هندی از اواسط دهه ۱۹۸۰ به حدود ۸۰۰ دختر کمک کرده، از آن‌ها مراقبت کرده و امکان تحصیل برایشان فراهم کرده تا اعتماد بنفس و شخصیت مستقل خود را بازیابند. ساروجینی سال‌ها در غم از دست دادن دخترش می‌گذراند، تااینکه یک روز به خودش آمد و متوجه شد دختران زیادی وجود دارند که نیازمند عشق مادرانه او هستند و کمک به آن‌ها بهترین راه برای گرامیداشت یاد و خاطره دخترش است.

او در سال ۱۹۸۵ همه پولی که از مجموعه داستان‌های کوتاه، اشعار و رمان هایش به دست آورده بود را صرف تبدیل خانه سه خوابه خود به یک پناهگاه برای دختران بی پناه کرد. اولین کودکی که ساروجینی و همسرش به خانه خود آوردند یک کودک کر و لال بود که مادرش را هنگام تولد از دست داده بود. سپس دو دختری که مادرشان را در تصادف از دست داده بودند و بعد بقیه دختران اضافه شدند که برخی ناخواسته بودند و در خیابان ر‌ها شده بودند، برخی دیگر سرگردان در کوچه و خیابان بودند و حتی بعضی از آن‌ها از دست مزاحمان و خلافکاران نجات داده شدند.

ساروجینی می‌گوید: «ما حتی دختربچه دو روزه هم داشتیم. پس از آن من متوجه شدم برای مادر بودن نیاز نیست حتما بچه به دنیا بیاورید. وقتی آن بچه‌ها را در آغوش می‌گرفتم، اشتیاقم به دخترم برطرف می‌شد. من هر کاری کردم که به این دختران کمک کنم.»

علاوه بر مراقبت و محبت، ساروجینی برای دختران بهترین امکانات تحصیلی را فراهم می‌کند. او خانه اش را بار‌ها عوض کرده و در حال حاضر یک کتابخانه، یک آزمایشگاه کامپیوتر، کارگاه صنایع دستی و هم چنین امکانات تفریحی مثل باغ با تاب بازی، زمین بسکتبال و بدمینتون و اتاق تلویزیون برایشان فراهم کرده است. وقتی دختران به اندازه کافی بزرگ شدند در معتبرترین مدارس و دانشگاه‌های هند ثبت نام می‌کنند، زیرا ساروجینی معتقد است آموزش تن‌ها کلید زندگی موفق است. بسیاری از این دختران مدیر بانک، معلم یا مدیر شده اند و با خانواده‌های خوب ازدواج کرده اند.

ساروجینی قصد دارد تا زمانی که می‌تواند این کار را ادامه دهد و می‌گوید: «من در همه این دختران یتیم و تن‌ها دخترم را می‌بینم. شاید خدا دخترم را از من دور کرده تا از این کودکان مراقبت کنم. من از او به خاطر دادن چنین فرصتی سپاسگزارم تا بتوانم یاد دخترم را همیشه زنده نگه دارم.»



منبع لینک by [author_name]

بیوگرافی بیتا فرهی مهمان برنامه دورهمی +عکس دخترش و فیلمها


بیتا فرهی مهمان امشب شنبه ۲۱ مرداد ۹۶ برنامه دورهمی مهران مدیری است.
ساعت پخش ۲۳
بازپخش فردا ساعت ۳, ۷, ۱۱, ۱۷

همچنین بیتا فرهى بازیگر سینما و تلویزیون شب دوشنبه ۲۹  خرداد ۹۶ مهمان برنامه خندوانه و رامبد جوان در شبکه نسیم بود.

همسر بیتا فرهی مهمانان خندوانه مهسا قریشی دختر بیتا فرهی علی آزموده همسر بیتا فرهی دختر بیتا فرهی خانواده بازیگران بیوگرافی ناصر چشم آذر بیوگرافی بیتا فرهی بیتا فرهی و خسرو شکیبایی

بیتا فرهی (متولد ۱۳۳۷، تهران) بازیگر، سینما و تلویزیون ایران است. وی فارغ‌التحصیل از مدرسه پاورس آمریکا است. وی با بازی در فیلم هامون به کارگردانی داریوش مهرجویی فعالیت خود را در سینما آغاز کرد.

زندگی‌نامه بیتا فرهی

او فارغ‌التحصیل رشته هنر از مدرسه هنر جان پاورس آمریکا در سال ۱۳۵۹ است. برای بازی در هامون توسط ناصر چشم آذر به مهرجویی معرفی شده و به سرعت مورد پسند او برای بازی در نقش مهشید قرار گرفت. این گونه بود که کار خود را در سال ۱۳۶۸ با بازی در فیلم هامون به کارگردانی داریوش مهرجویی آغاز نمود و در سال‌های بعدی فعالیت خود را با کارگردانان بزرگی چون احمدرضا درویش، بهمن فرمان آرا، مسعود کیمیایی و رخشان بنی اعتماد ادامه داد. فرهی به همراه خسرو شکیبایی یکی از مشهورترین زوج‌های هنری دههٔ ۷۰ را تشکیل دادند. او خواهرزادهٔ فرهنگ فرهی می‌باشد. فرهی به زبان‌های انگلیسی و فرانسه مسلط است.

در تابستان سال ۱۳۹۲، درست در روز سالگرد فوت خسرو شکیبایی مادرش را از دست داد که برای پشت سر گذاشتن بحران‌های روحی حاصل از این اتفاق برای مدت چند ماه به پاریس و نزد تنها دخترش رفت.
او حالا مادربزرگ یک دختر بچه دو ساله است و به یاد گذشته سالی چند بار فیلم هامون  را می بیند.

بیتا فرهی؛ خیلی اهل گفتگوهای مطبوعاتی یا حضور در مجامع هنری نیست و علاقه چندانی هم ندارد تا در مقابل دوربین عکاسان قرار بگیرد. با این حال وقتی با واسطه یک دوست مشترک خواستار گفتگو با او شدیم، پذیرفت و آنچه پیش رو دارید، گفتگو با این هنرمند است.

در یکی از عصرهای زمستانی که مثل بسیاری از روزهای زمستان امسال، رنگ و بوی بهار داشت، میهمانش شدیم.

پیش از ورود به خانه چندین گلدان کنار در ورودی رخ نمایی می کردند؛ گلدان هایی که معلوم بود برای عید آماده می شوند و با این تصویر رنگ رنگ، وارد خانه ای می شویم که تصاویر بسیار زیباتری دارد.

همه چیز در این خانه زیباست، از تابلوها، تا نقش های روی دیوار، از فرش های کوچک زیر پای مان تا از ظروف پذیرایی پیش روی مان. از تسبیح هایی که بیشتر آثار هنری هستند، تا دری که با شعر و نقاشی و خطاطی زینت شده است. همه این زیبایی ها در کنار میزبان گرم و مهربان ما، فضایی دوست داشتنی رقم می زند.

بیتا فرهی همان اندازه که در سینما گزیده کار است، در مکالمه نیز کم صحبت است و کوتاه و موجز پاسخ می دهد.

سرآغاز گفتگو، ورود اتفاقی او به سینما است و کم کم می رسیم به پرهیزش از قرار گرفتن مقابل دوربین عکاسان ، سفرهای مداومش به پاریس و نوه دوساله ای که بزرگترین انگیزه او برای زندگی است.

اتفاقی به نام هامون 

برای رسیدن به امروز از گذشته آغاز می کنیم و طبیعتا از هامون.

بیتا فرهی با به یاد آوردن اولین و درخشان ترین تجربه اش در سینما می گوید:بعد از فیلم هامون که برای من و سینمای ایران یک اتفاق بود، آقای مهرجویی بلافاصله پیشنهاد همکاری در فیلم بانو  را داد. بعد از دو کار شاخص برایم سخت بود هرکاری را بپذیرم پیشنهاد بسیاری می آمد، اما سعی می کردم دست به عصا و حساب شده عمل کنم.

عده ای معتقدند در فیلم هامون خود مهشید جلوی دوربین رفته است و کاری با بازیگر صورت نگرفته است. هرچند با من هیچ تمرینی نشد، اما نقش برایم جا افتاده بود و انگار شخصیت را می شناختم.

همسر بیتا فرهی مهمانان خندوانه مهسا قریشی دختر بیتا فرهی علی آزموده همسر بیتا فرهی دختر بیتا فرهی خانواده بازیگران بیوگرافی ناصر چشم آذر بیوگرافی بیتا فرهی بیتا فرهی و خسرو شکیبایی

عکس بیتا فرهی و خسرو شکیبایی در هامون

خسرو شکیبایی بهترین همبازی بود

بیتا فرهی که در اولین تجربه سینمایی اش با خسرو شکیبایی همبازی بوده است، اضافه می کند:بسیاری زیاد از او کمک می گرفتم. همراه بسیار خوب و بهترین همبازی بود. هرگز نمی توانم یاری هایش را در فیلم هامون فراموش کنم. بعد از آن هم در چهار فیلم دیگر هم بازی شدیم.

همانطور که هامون برای بسیاری از تماشاگران سینما هنوز تمام نشده و هر از گاهی آنها را وا می دارد تا بار دیگر با سرگشتگی های حمید هامون همراه شوند، برای بیتا فرهی هم هنوز تمام نشده و در زندگی اش جاری و ساری است، خودش می گوید:ممکن است در سال، چند بار هامون را ببینم. وقتی از نظر کاری دلتنگ می شوم و کمبود پیدا می کنم، آن را می بینم.

همسر بیتا فرهی مهمانان خندوانه مهسا قریشی دختر بیتا فرهی علی آزموده همسر بیتا فرهی دختر بیتا فرهی خانواده بازیگران بیوگرافی ناصر چشم آذر بیوگرافی بیتا فرهی بیتا فرهی و خسرو شکیبایی

ماجرای سیلی و کتک خوردن از خسرو شکیبایی

مهرجویی با خاطره ای از خسرو شکیبایی یاد می کند ؛ در سکانسی از فیلم «هامون»، مهشید دیر وقت به خانه می آید ما در این سکانس برای اینکه صحنه ای طبیعی داشته باشیم به بیتا فرهی نگفتیم که قرار است سیلی بخورد ! بعد از گرفتن این پلان، زنده یاد خسرو به گوشه ای از لوکیشن رفت و زار زار گریه کرد. به کنارش رفتم تا او را دل داری بدهم، خسرو گفت : من که می دانستم قرار است سیلی بزنم

بیتا فرهی : مرحوم شکیبایی دستان سنگینی داشت

یادم هست در صحنه پشت بام که مهشید ملحفه ها را پهن می کند، به طرز وحشتناکی از ایشان کتک خوردم تا جایی که همسایه ها از صدای جیغ من از خانه ها بیرون آمده بودند. بعد از این صحنه بود که به داریوش مهرجویی گفتم خسرو شکیبایی به قصد کشتن می زند

قبل از بازیگری در آمریکا

سال ۵۷ به آمریکا رفتم و مدتی بعد وارد مدرسه هنری شدم در آن زمان هدفی برای بازیگری نداشتم سال ۱۳۶۰ به ایران بازگشتم و بعد از چند سال بازی در هامون پیشنهاد شد

انتظار هفت ساله بانو

بعد از هامون ، مهرجویی بلافاصله دست به کار ساخت بانو شد. او در جایی گفته است که فیلمنامه این کار را بر اساس شخصیت بیتا فرهی نوشت. شاید شخصیت بانو را به فرهی نزدیک دیده و با شناختی که از او داشت، این نقش را به فرهی پیشنهاد کرد و این چنین بود که فرهی، شکیبایی و انتظامی بار دیگر همبازی شدند. بانو  ساخته شد اما هفت سال منتظر ماند تا روی پرده نقره ای جان بگیرد.

بیتا فرهی ادامه می دهد:بعد از توقیف بانو  بسیار ناراحت و افسرده شدم. فیلم هفت سال توقیف بود. وقتی که اکران شد، دم سینما عصر جدید جمعیت زیادی برای تماشای فیلم آمدند. بانو  را با مردم دیدم که تجربه خیلی خوبی بود. برای مردم احترام زیادی قائلم و بسیار دوستشان دارم.

از کیمیا تا اعتراض

دو و سال و نیم بعد از بانو ، به واسطه دوست نزدیکش با پروانه پرتو، در کیمیا کار احمدرضا درویش بازی کرد، بیتا فرهی درباره ی همکاریش هم با احمدرضا درویش می گوید:گروه بسیار خوبی بودند و تجربه خوبی شد.

فیلم هایش را مرور می کنیم و به اعتراض  می رسیم و تصویرش با آن چادر گل گلی زنده می شود. گل از گلش می شکفد و مکث می کنیم، او می گوید:همیشه این فیلم را دوست دارم چون نقشم خیلی متفاوت بود. دوست ندارم نقش کلیشه ای بازی کنم و همیشه زنی متمول و ثروتمند باشم و رُل اعتراض خیلی متفاوت بود.

می رسیم به خون بازی  که بیتا فرهی آن را تجربه درج یکی می داند و ادامه می دهد:خون بازی را بسیار دوست می دارم. از رخشان بنی اعتماد بسیار آموختم و امیدوارم بازهم شانس همکاری با او را داشته باشم.

همکاری با بهمن فرمان آرا در دو فیلم خانه ای روی آب   و خاک آشنا  نیز دو تجربه دوست داشتنی دیگر برای اوست، او می گوید: خانه ای روی آب را خیلی دوست داشتم. فرمان آرا یکی از متشخص ترین کارگردان های ایران است که برایش احترام بسیار قائلم و از همکاری با او خوشحالم.

بیتا فرهی از اول گزیده کار بود و حالا گزیده کارتر هم شده است، او درباره ی دلایل گزیده کاریش می گوید:الان دیگر سنم را باید در نظر بگیرم. مسلما نسبت به ۲۶و۲۷ سال پیش، پیشنهادها کمتر شده است و باید سنجیده تر عمل کنم. کوتاه و بلند بودن نقش، برایم چندان مهم نیست. بازیگر کسی است که بتواند حتی به نقش های کوتاه اعتبار و هویت بدهد.

با گذشت سال ها ، تنوع نقش ها کمتر می شود و او نیز مانند بسیاری بازیگران همسن و سال خودش بیشتر با نقش مادر روبرو می شود، بیتا فرهی می گوید:اما باز هم دوست دارم نقش هایم متفاوت باشد. ولی نمی دانم چرا فیلمنامه های متفاوت نوشته نمی شود. در حالیکه باید برای سنین مختلف، نقش های گوناگون و متنوع، مضمون های تازه و فیلمنامه هایی که کار داشته باشد، وجود داشته باشد.

او نیز مانند بسیاری از بازیگران حرفه ای و شناخته شده ، از همکاری با کارگردان های جوان استقبال می کند و معتقد است: آنها ذهن خلاق و انرژی بیشتری دارند. همین اواخر پیشنهادی داشتم برای نقشی کوتاه و بسیار متفاوت، اما متاسفانه به دلایلی نشد.

در بخش دیگری از گفت وگو؛ خبرنگار از بیتا فرهی پرسید که هیچوقت وسوسه نشدید تئاتر بازی کنید؟ که او پاسخ می دهد:در سنین جوانی خیلی پیشنهاد می شد، اما همیشه می ترسیدم. رویارویی با مخاطب زنده و نفس به نفس کار مشکلی است. تئاتر مادر هنر است تئاترهای خوب را می بینم. مثلا مردی برای تمام فصول کار آقای فرمان آرا را دیدم.

همسر بیتا فرهی مهمانان خندوانه مهسا قریشی دختر بیتا فرهی علی آزموده همسر بیتا فرهی دختر بیتا فرهی خانواده بازیگران بیوگرافی ناصر چشم آذر بیوگرافی بیتا فرهی بیتا فرهی و خسرو شکیبایی

حضوری کوتاه در دوران عاشقی 

فرهی در جشنواره فجر امسال نیز حضور کوتاهی در فیلم دوران عاشقی  کار علیرضا رییسیان داشت که درباره این تجربه نیز می گوید:مدتی کم کار بودم تا اینکه این پیشنهاد مطرح شد. آقای رییسیان کارگردان بسیار خوبی است و گروه بسیار خوبی هم کنارش بودند. بنابراین با این که نقش کوتاه بود، دوست داشتم، کار کنم. البته خیلی دلم می خواست بیشتر حضور می داشتم و فکر می کردم حین کار این شانس را پیدا کنم که پلان های بیشتری گرفته شود اما چنین نشد.

او هنوز فیلم را ندیده است و از او می پرسیم: برای دیدن فیلم کنجکاو نیستید؟  که با لبخند می گوید:دیر که نشده، بالاخره می بینم.

گفتگو با وضعیت روز سینما ادامه پیدا می کند. از تفاوت شرایط سینما در گذشته و امروز که می گوییم، سرش را به علامت تاسف تکان می دهد، انگار حرف دلش است و می گوید:نمی توانم درباره سیاست گذاری های سینما نظر بدهم، اما به عنوان بازیگر راهی برای خودم نمی بینم. ۲۶ سال حدی برای خودم قائل شدم، اما حالا راه پیش رویم را خیلی روشن نمی بینم البته این نظر فقط برای خود من است و به طور کلی نظر نمی دهم.

از بیتا فرهی می پرسیم که آیا سینمای امروز ایران را دنبال می کند، که او پاسخ می دهد:همه فیلم ها را می بینم. البته امسال جشنواره فجر را خیلی دنبال نمی کردم.

خیلی دنبال دیده شدن نیستم

حضور کمرنگ بیتا فرهی در رویدادهای هنری، حتی این تصور را ایجاد کرده بود که مهاجرت کرده و کمتر در ایران زندگی می کند، از او درباره ی دلایل این روند پرسیدیم که او پاسخ داد:خیلی دنبال دیده شدن نیستم. اگر صلاح باشد جایی بروم، می روم. بعضی ها دوست دارند مدام دیده شوند اما من چنین نیستم.

مجالی برای حرف های خصوصی تر

حرف های خصوصی تر هم می زنیم. از دختر و نوه اش تا درگذشت مادرش.

بیتا فرهی دختری دارد مقیم پاریس و نوه ای دو ساله به نام تسا  که قرار او را در تهران می گیرد و مادر بزرگش را مدام راهی پاریس می کند، همین سفرهای مستمر گاه باعث می شود او بعضی نقش ها را از دست بدهد، خودش می گوید:همین چند وقت پیش به خاطر رفت و آمد، دو کار را از دست دادم. حتما شانسم نبود. خیلی معتقدم شاید قسمت بر این نبوده. البته آن گروه هم به سرعت بازیگر می خواستند و نمی توانستند صبر کنند تا من برگردم.

همسر بیتا فرهی مهمانان خندوانه مهسا قریشی دختر بیتا فرهی علی آزموده همسر بیتا فرهی دختر بیتا فرهی خانواده بازیگران بیوگرافی ناصر چشم آذر بیوگرافی بیتا فرهی بیتا فرهی و خسرو شکیبایی

می خواستید چه کاره شوید؟

دوباره برمی گردیم به گذشته و پرسشی که از ابتدای گفتگو ذهن مان را درگیر کرده است که خانم فرهی اگر آن روز به طور اتفاقی به خانه دایی تان نمی رفتید و توسط ناصر چشم آذر برای بازی در فیلم هامون  معرفی نمی شدید، ممکن بود هیچ وقت بازیگر نشوید؟

 بله واقعا ممکن بود. 

و این پرسش کودکانه زنده می شود:اگر بازیگر نمی شدید، می خواستید بزرگ شوید، چه کار شوید؟ با خنده می گوید:همیشه خیلی دوست داشتم سرمایه ای می داشتم، کتاب فروشی کوچکی راه می انداختم که در آن کافه و یک گل فروشی کوچک هم بود. همیشه این سه را باهم می خواستم، اما هیچ کدام نمی شود.سرمایه ندارم ، گل ها هم می پلاسند و هیچ کس هم کتاب نمی خواند.

از درگذشت مادر تا نوه ای که انگیزه زندگی است

در این رفت و آمد به گذشته و حال، به سال ۶۸ بر می گردیم که در توصیفش می گوید: همان سالی که شکوفایی سینمای ایران بود. همه آدم های درجه یک سینما همچون مهرجویی ، تقوایی تا افخمی و… فیلم های ماندگاری ساختند.

اما در گذار از زندگی، به درگذشت مادرش هم می رسیم که غم به چهره اش می نشاند و اشکهایش آرام سر می خورند روی گونه اش، این ماجرا تاثیر بسیار زیادی روی من گذاشت. فرانسه بودم که حال مادرم نامساعد شد. بلافاصله خود را رساندم. مرا دید و ۲۴ ساعت بعد فوت کرد.

بیتا فرهی هرچند اندوه درگذشت مادرش را دارد اما تسا ی دو ساله که در پاریس زندگی می کند، شوق زیستن را در او نگه می دارد و می گوید:انگیزه ام برای زندگی نوه ام است.

و از بیتا فرهی در پایان این گفت وگو می خواهیم که اگر حرف جامانده ای هست، بگوید:زندگی خیلی کوتاه است. باید قدرش را دانست و از هر لحظه اش استفاده کرد. اگر مرگ را در کنار زندگی ببینیم، می توانیم انسان باشیم و از هر لحظه آن بهره ببریم. چون زندگی همان قدر که زیباست، کوتاه و ناپایدار است.

گفتگو دیگر به پایان رسیده و فرصتی پیدا می شود برای گپ های غیر خبری و یکی از سوژه ها ، دَری در گوشه خانه است که به زیبایی زینت شده است. دری با خطوط نقاشی و خطاطی با شعرهایی از مولانا و عطار و او در پاسخ به کنجکاوی ما می گوید:دَر اتاق خانه قبلی ام است. خطاطی هایش را خودم انجام دادم و نقاشی هایش هم کار دوستم است.

بیرون خانه هم گل های زیبا منتظرند تا بیتا فرهی برای نوروز بگذاردشان در گلدان تا خانه زیبایش بهاری تر بشود.

ازدواج و همسران بیتا فرهی

بیتا فرهی در اولین ازدواج خود با فردی بنام قریشی صاحب دختری بنام مهسا شد، او پس از جدایی با فردی بنام علی آزموده ازدواج کرده است و هنوز با وی زندگی میکند (عکسی از آنها در رسانه ها منتشر نشده است)

دختر و نوه اش

بیتا فرهی دختری دارد مقیم پاریس و نوه ای چهار ساله به نام تسا که قرار او را در تهران می‌ گیرد و مادر بزرگش را مدام راهی پاریس می‌ کند

همین سفرهای مستمر گاه باعث می‌ شود او بعضی نقش‌ ها را از دست بدهد، خودش می گوید : همین چند وقت پیش به خاطر رفت و آمد، دو کار را از دست دادم حتما شانسم نبود خیلی معتقدم شاید قسمت بر این نبوده؛ البته آن گروه هم به سرعت بازیگر می‌ خواستند و نمی‌ توانستند صبر کنند تا من برگردم

 

همسر بیتا فرهی مهمانان خندوانه مهسا قریشی دختر بیتا فرهی علی آزموده همسر بیتا فرهی دختر بیتا فرهی خانواده بازیگران بیوگرافی ناصر چشم آذر بیوگرافی بیتا فرهی بیتا فرهی و خسرو شکیبایی

عکس بیتا فرهی و دخترش مهسا قریشی (تنها فرزندش)

همسر بیتا فرهی مهمانان خندوانه مهسا قریشی دختر بیتا فرهی علی آزموده همسر بیتا فرهی دختر بیتا فرهی خانواده بازیگران بیوگرافی ناصر چشم آذر بیوگرافی بیتا فرهی بیتا فرهی و خسرو شکیبایی

عکس بیتا فرهی و نوه اش تسا

همسر بیتا فرهی مهمانان خندوانه مهسا قریشی دختر بیتا فرهی علی آزموده همسر بیتا فرهی دختر بیتا فرهی خانواده بازیگران بیوگرافی ناصر چشم آذر بیوگرافی بیتا فرهی بیتا فرهی و خسرو شکیبایی

عکسی قدیمی از بیتا فرهی قبل از انقلاب

جوایز بیتا فرهی

  • نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل زن از سی امین جشنواره فیلم فجر برای فیلم در انتظار معجزه
  • برنده جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن از جشنواره فیلم کراچی برای بازی در فیلم خون بازی
  • برنده جایزه بهترین بازیگر زن از سی و سومین جشنواره بین‌المللی فیلم پیونگ یانگ برای بازی در فیلم خون بازی
  • نامزد دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن از بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر به خاطر فبلم خون بازی
  • نامزد دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل از بیستمین جشنواره فیلم فجر برای فیلم خانه‌ای روی آب
  • نامزد دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن از سیزدهمین جشنواره فیلم فجر برای فیلم کیمیا
  • برنده دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول زن از هشتمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم هامون
  • برنده بهترین بازیگر نقش اول سریال‌های تلویزیونی از جشنواره دنیای تصویر برای بازی در سریال طلسم شدگان

فیلم های سینمایی بیتا فرهی

  • ۱۳۹۴ – قشنگ و فرنگ
  • ۱۳۹۴ – برادرم خسرو
  • ۱۳۹۳ – دوران عاشقی
  • ۱۳۹۱ – بشارت به یک شهروند هزاره سوم
  • ۱۳۸۹ – شیش و بش
  • ۱۳۸۹ – در انتظار معجزه
  • ۱۳۸۶ – خاک آشنا
  • ۱۳۸۶ – پارک وی
  • ۱۳۸۵ – خون‌بازی
  • ۱۳۸۰ – خانه‌ای روی آب
  • ۱۳۷۹ – اعتراض
  • ۱۳۷۶ – زندگی
  • ۱۳۷۵ – هتل کارتن
  • ۱۳۷۳ – کیمیا
  • ۱۳۷۰ – بانو
  • ۱۳۶۸ – هامون

سریال های تلویزیونی بیتا فرهی

  • ۱۳۹۳ – یادگاری
  • ۱۳۹۰ – خراش
  • ۱۳۸۹ – خاطره آن شب بارانی
  • ۱۳۸۷–۸۸ – سرزمین کهن
  • ۱۳۸۳ – طلسم‌شدگان
  • ۱۳۸۱ – پدر خاک
  • ۱۳۸۰ – ولایت عشق
  • ۱۳۷۶ – سرزمین سبز



لینک منبع

لیلا شوهر داشت و من عاشق او بودم / حتی از پدر او خواستگاری کردم تا طلاق دخترش را بگیرد اما … +عکس


پسر جوان که پس از آشنایی با یک زن متاهل در بی تالک دلباخته او شده و پس از شنیدن جواب رد از این زن دست به جنایت زده بود دیروز در دادگاه پای میز محاکمه ایستاد.

زن شوهردار و دوست پسر دوستی اینترنتی حوادث تهران چگونه یک زن شوهردار را عاشق خود کنیم چگونه با زن متاهل دوست شویم اخبار جنایی

زن شوهردار و دوست پسر دوستی اینترنتی حوادث تهران چگونه یک زن شوهردار را عاشق خود کنیم چگونه با زن متاهل دوست شویم اخبار جنایی

زن شوهردار و دوست پسر دوستی اینترنتی حوادث تهران چگونه یک زن شوهردار را عاشق خود کنیم چگونه با زن متاهل دوست شویم اخبار جنایی

این متهم گفت: پس از شلیک شبانه به زن جوان و شوهرش قصد خودکشی داشته است.

ساعت ۲ بامداد هجدهم خرداد ۹۳ ساکنان کوچه بهروز در خیابان ولیعصر بالا‌تر از پل پارک وی صدای شلیک های پیاپی چند گلوله را شنیدند و و وقتی هراسان از خانه‌هایشان خارج شدند با مرد سیاهپوشی روبه ر وشدند که در تاریکی شب پنهان شد.

اهالی کوچه بهروز با پیکرهای خونین یک زن و مرد جوان روبه رو شدندکه مقابل ساختمان دو طبقه متعلق به یک شرکتی بازرگانی رها شده بودند. ماموران کلانتری ۱۰۱ تجریش و اروژانس بلافاصله در محل حاضر شدند و پیکر نیمه جان این زن و مرد به بیمارستان منتقل شد. زن جوان به نام لیلا که مورد اصابت چهار تیر قرار گرفته بود به کام مرگ فرو رفت اما شوهرش معجزه اسا زنده ماند و تحت درمان قرار گرفت.

زن شوهردار و دوست پسر دوستی اینترنتی حوادث تهران چگونه یک زن شوهردار را عاشق خود کنیم چگونه با زن متاهل دوست شویم اخبار جنایی

پلیس در تحقیقات دریافت این زوج سرایدار شرکت بازرگانی بودند واز چهارماه قبل از شهرستان مینودشت به تهران امده بودند. آنها نیمه شب هنگام ورود به شرکت مورد حمله یک مرد سیاهپوش قرار گرفته اند.

شوهر لیلا به نام بنیامین پس از ترخیص از بیمارستان به ماموران گفت: من و همسرم ۴سال بود که عقد کرده بودیم. اما چون کار درست و حسابی نداشتم برای کار به تهران آمدیم و به عنوان سرایدار در شرکت بازرگانی مشغول کار شدیم. آن شب میهمان خانه یکی از دوستانم بودیم. اما وقتی بازگشتیم و وارد کوچه شدیم با یک مرد سیاهپوش که نقاب به صورت داشت روبه رو شدیم. من و همسرم می خواستیم وارد شرکت شویم که او به ما شلیک کرد و گریخت.

پلیس در بررسی های بعدی به رابطه پنهانی لیلا و یک مرد جوان به نام مجید در فضای مجازی پی برد و پیام های رد و بدل شده بین آنها را به دست آورد. به این ترتیب مجید ۲۵ساله بازداشت شد و به شلیک شبانه اعتراف کرد. این متهم هربار انگیزه متفاوتی را برای این جنایت عنوان کرد و به بازسازی صحنه جرم پرداخت.

زن شوهردار و دوست پسر دوستی اینترنتی حوادث تهران چگونه یک زن شوهردار را عاشق خود کنیم چگونه با زن متاهل دوست شویم اخبار جنایی

وی دیروز در شعبه هشتم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی حسین اصغرزاده و با حضور یک مستشار پای میز محاکمه ایستاد. در ابتدای این جلسه پدر و مادر قربانی در جایگاه ویژه ایستادند و برای مجید حکم قصاص خواستند. پدر لیلا گفت: مجید جوان است و نمی خواهم اعدام شود اما چون هر بار انگیزه متفاوتی را برای این جنایت اعلام کرده و حقیقت را نمی گوید برای او قصاص می خواهم.

سپس متهم به تشریح جزییات ماجرا پرداخت. وی گفت: مدتی بود در بی تالک با لیلا آشنا شده بودم. من چندبار به ملاقات او رفتم و به او علاقمند شدم. من نمی دانستم او متاهل است اما وقتی ماجرا را فهمیدم او برایم درد دل کرد. لیلا می گفت شوهرش مرد بد اخلاقی است و اجازه نمی دهد او از خانه خارج شود. لیلا می خواست از شوهرش جدا شود اما همسرش مخالف این جدایی بود.

وی ادامه داد: حتی لیلا یکبار از من خواست تا به محل زندگی پدر و مادر او در شهرستان بروم و با آنها صحبت کنم. من هم به مینودشت رفتم اما پدر او مرا نصیحت کرد تا دست از سر دخترش بردارم. آخرین بار لیلا تماس گرفت و گفت بهتر است رابطه مان را تمام کنیم. او گریه می کرد و می گفت شوهرش راضی به طلاق نمی شود. او از من خواست دفترچه خاطرات مشترکمان را به او بدهم. من هم برای پس دادن دفترچه خاطرات مقابل در شرکت رفتم. اما همراه خودم اسلحه برداشته بودم. من به محض روبه رو شدن با لیلا و شوهرش به سمت آنها شلیک کردم. می خواستم خودم را هم بکشم اما ترسیدم و منصرف شدم.

وی در حالی که اشک می ریخت گفت: باور کنید من عاشق لیلا بودم و زندگی بدون او برایم بی معنا بود. در این بین همسر لیلا برخاست و گفت: چند ماه قبل وقتی من و پدر لیلا به ماجرا پی بردیم از مجید شکایت کردیم. او هم تعهد داد دیگر مزاحم همسرم نشود اما با نقشه قبلی اسلحه به دست گرفت تا من و همسرم را بکشد. در پایان این جلسه هیات قضایی وارد شور شد تا رای صادر کند.



لینک منبع

بیوگرافی اشپیتیم آرفی (بازیگر سریال لژیونر) +عکس همسر و دخترش


بیوگرافی و عکس اینستاگرام اشپیتیم آرفی ( biography Shpejtim Arifi ) بازیگر سریال لژیونر و دیوار به دیوار

اشپیتیم آریفی Shpejtim Arifi متولد (۳ مه ۱۹۷۹ در پریشتینا؛ یوگوسلاوی) (۳۸ ساله) که در ایران با نام‌های اشپیتیم آرفی و اشپیتن آرپی شناخته می‌شود، بازیکن فوتبال آلبانیایی‌تبار اهل جمهوری کوزوو است. او شهروند آلمان نیز هست.

همسر فوتبالیست ها همسر اشپیتیم آرفی بیوگرافی اشپیتیم آرفی بازیگران سریال لژیونرها بازیگران سریال دیوار به دیوار اینستاگرام اشپیتیم آرفی Shpejtim Arifi

اشپیتیم آریفی در خرداد ۱۳۸۷ به باشگاه فوتبال پیام مشهد در لیگ دسته اول فوتبال ایران پیوست. او دربارهٔ این که چرا به ایران آمده گفت:

انتقالم به فوتبال ایران خیلی سریع اتفاق افتاد، در تیم سابقم هیچ انگیزه‌ای برای ادامه فعالیت نداشتم و طی تماس باشگاه پیام با مدیر برنامه‌هایم، ایران را برای ادامه فوتبالم انتخاب کردم.
او نخستین بازی خود را برای پیام برابر استیل‌آذین انجام داد. با صعود پیام به لیگ برتر فوتبال ایران در بازی پلی‌آف برابر فولاد خوزستان، آرفی در پیام ماند و برای این تیم در فصل ۸۸–۸۷ بازی کرد. او در ۲۹ بازی ۱۸ گل برای پیام به ثمر رساند و در پایان فصل به پرسپولیس پیوست.

● اصلیت؛ یوگسلاو

از آرفی خواستیم که خودش را برای ما معرفی کند «در آلمان به دنیا آمدم، اما پدر و مادرم در یوگسلاوی قدیم در منطقه مرزی دو استان صربستان و کوزوو زندگی می‌کردند که البته الان صربستان، خود یک کشور مستقل است. البته من ملیت آلبانیایی دارم. زمانی در فوتبال آلمان و در لیگ دسته سوم این کشور بازی می‌کردم، اما مصدومیت در آن زمان اجازه نداد که به بازی در لیگ آلمان ادامه دهم، البته خانواده‌ام، یعنی همسر و دخترم در آلمان زندگی می‌کنند و مدتی قبل به تهران آمده بودند».

● زبان فارسی و آشپزی

آرفی به دلیل سابقه حضور در ایران با زبان فارسی آشنایی بیشتری دارد و به راحتی با هم‌تیمی‌های خود ارتباط برقرار می‌کند.

او آشپز ماهری است و ضمن مهارت در پختن غذاهای سنتی کشور خود، در طبخ غذاهای ایرانی هم نیز تبحر خاصی دارد. به عنوان مثال برنج آبکش درست می‌کند، قورمه‌سبزی می‌پزد و…! جوجه‌کباب و کباب کوبیده را نیز به بهترین کیفیت درست می‌کند. زمانی که تنهاست علاقه چندانی به گردش و تفریح ندارد، اما زمانی که همسر و فرزندش به ایران می‌آیند، پای ثابت نقاط دیدنی ایران است. آرفی در حال حاضر در منطقه سعادت‌آباد تهران زندگی می‌کند.

همسر فوتبالیست ها همسر اشپیتیم آرفی بیوگرافی اشپیتیم آرفی بازیگران سریال لژیونرها بازیگران سریال دیوار به دیوار اینستاگرام اشپیتیم آرفی Shpejtim Arifi

عکس اشپیتیم آریفی و همسرش

● ازدواج با نیکول

هشت سال پیش ازدواج کردم، نام همسرم نیکول است، ثمره ازدواج من با او، یک دختر ۱۴ ساله به نام «سوئا» است. یک دختر بانمک و دوست‌داشتنی است. سوئا از کودکی ژیمناستیک را به شکل حرفه‌ای آغاز کرده است. همچنین شنا را، این ورزش را به شکل حرفه‌ای ادامه می‌دهد و دو سالی است که «باله» هم به این جمع اضافه شده، اما می‌دانم با رفتن به مدرسه، کمی این کلاس‌ها کمتر می‌شود، ضمن اینکه پای ثابت بازی‌های من است، در این مدتی هم که در ایران بودم، نیکول می‌گوید: هر وقت فوتبال تو از ماهواره پخش می‌شود، او از پای تلویزیون تکان نمی‌خورد. او دائم از من می‌خواهد گل بزنم، پارسال که زیاد گل می‌زدم بازی‌هایم مستقیم پخش نمی‌شد، امسال که بازی‌هایم پخش می‌شود، این مصدومیت باعث شد که کمی مشکل برایم به وجود بیاید.

همسر فوتبالیست ها همسر اشپیتیم آرفی بیوگرافی اشپیتیم آرفی بازیگران سریال لژیونرها بازیگران سریال دیوار به دیوار اینستاگرام اشپیتیم آرفی Shpejtim Arifi

● ایرانی‌های مهربان

زمانی که ایران را برای بازی انتخاب کرده بودم، این موضوع را با همسرم در میان گذاشتم، او اطلاعات زیادی از ایران نداشت، اما خیلی سریع از طریق اینترنت اطلاعات زیادی از ایران جمع‌آوری کرد، به ویژه اینکه ایران یکی از سرزمین‌های کهن و تاریخی دنیاست. او به من گفت: خودت باید انتخاب کنی، زمانی که وارد ایران شدم، اطمینان حاصل کردم که انتخابم درست بود. ایرانی‌ها، فوق‌العاده هستند، مهمان‌نواز، دوست‌داشتنی و مهربان و از همه مهم‌تر خونگرم، من به کشورهای زیادی سفر کردم، اما به نظر من ایرانی‌ها از خونگرمی فوق‌العاده هستند، شما در ایران با همان سلام اول، دوستی‌تان آغاز می‌شود، برعکس جاهای دیگر دنیا… وقتی اینها را برای نیکول تعریف می‌کردم، او تعجب می‌کرد، اما زمانی که خودش به ایران آمد، متوجه شد که من بی‌جهت نمی‌گفتم. من و همسرم را یکی از همسایه‌ها برای صرف شام دعوت کرده بود، وقتی همسرم در مورد برنج خوشمزه‌ای که آنان درست کرده بودند، پرسید، فردای آن روز زن همسایه برایمان یک پلوپز آورد و گفت: آن برنج خوشمزه در این پلوپز درست شده است، آن هدیه برای ما بسیار غافلگیرکننده بود، شما در هیچ جای دنیا، به چنین مسائلی برخورد نمی‌کنید، فقط در ایران شاهد چنین اتفاق‌هایی هستید، شاید آن پلوپز یک وسیله ساده بود، اما من جنبه دیگر آن را نگاه می‌کنم که یک دنیا محبت را در خودش جای داده بود، این اتفاق نیکول را خیلی تحت تاثیر قرار داد.

● از میان حرف‌ها

غذاهای ایرانی مثل مردم آن فوق‌العاده هستند، پاتوق من در مشهد، رستوران‌هایی بود که «شیشیلیک» داشتند، من از خوردن این کباب خوشمزه هیچ وقت سیر نمی‌شوم. اما نباید از علاقه‌ام به پیتزا و لازانیا صرف‌نظر کنم.

مدتی در کار «مد» فعالیت داشتم، اما به آن شکل که مستمر باشد، نبود.

دخترم «سوئا» عاشق دوربین است، من و همسرم چندی پیش برای او یک دوربین عکاسی دیجیتال خریدیم تا از همین حالا با عکاسی آشنا شود.

به دخترم وابسته هستم، به همین خاطر از طریق اینترنت و «وب‌کم» با هم صحبت می‌کنیم.

همسر فوتبالیست ها همسر اشپیتیم آرفی بیوگرافی اشپیتیم آرفی بازیگران سریال لژیونرها بازیگران سریال دیوار به دیوار اینستاگرام اشپیتیم آرفی Shpejtim Arifi

عکس اشپیتیم آریفی و دخترش

قد۱٫۸۲متر
اطلاعات باشگاهی
باشگاه کنونی
پُستمهاجم
باشگاه‌های حرفه‌ای
سال‌هاباشگاه‌هابازی (گل)
۲۰۰۲–۲۰۰۱
۲۰۰۳–۲۰۰۲
۲۰۰۴–۲۰۰۳
۲۰۰۵–۲۰۰۴
۲۰۰۶–۲۰۰۵
۲۰۰۸–۲۰۰۶
۲۰۰۹–۲۰۰۸
۲۰۱۱–۲۰۰۹
۲۰۱۲–۲۰۱۱
۲۰۱۲
ام‌اس‌وی لودویگشافن
اس‌وی وینگارتن
وی‌اف‌ال مانهایم
اس‌وی ساندهاوسن
اس‌اس‌وی روتلیتنگن
اف‌اس‌وی اوگرشایم
پیام مشهد
پرسپولیس
تراکتورسازی تبریز
ابومسلم
۱۶ (۴)
۳۹ (۱۴)
۳۲ (۱۸)
۳۲ (۶)
۵ (۱)
۷ (۲)

ساتین



لینک منبع

خشم پدر «بنیتا» در بازسازی صحنه ربودن دخترش

خشم پدر «بنیتا» در بازسازی صحنه ربودن دخترش

در حال بارگذاری

پدر بنیتا در فرآیند بازسازی صحنه سرقت خودرو به شدت خشمگین شد.

مشترک فیلیمو باش و هزاران فیلم و سریال ببین.

شما از یک مرورگر منسوخ شده استفاده می کنید.

کاربر گرامی ؛ برای مشاهده بهتر این سایت و کارایی بهتر امکانات آن می توانید یکی از مرورگر های زیر را دانلود و نصب نمایید.

توصیه می شود برای استفاده و مشاهده وب سایت ها از این مرورگرها استفاده نمایید.




منبع لینک by [author_name]

مشت های خشمگین پدر «بنیتا» در بازسازی صحنه ربودن دخترش

مشت های خشمگین پدر «بنیتا» در بازسازی صحنه ربودن دخترش

در حال بارگذاری

صبح امروز صحنه ربوده شدن «بنیتا» ۸ ماهه از مقابل منزلشان با حضور هر دو رباینده این دختر خردسال بازسازی شد.در این فیلم لحظه هایی دلخراش از بازسازی صحنه سرقت به تصویر کشیده شده است.

شما از یک مرورگر منسوخ شده استفاده می کنید.

کاربر گرامی ؛ برای مشاهده بهتر این سایت و کارایی بهتر امکانات آن می توانید یکی از مرورگر های زیر را دانلود و نصب نمایید.

توصیه می شود برای استفاده و مشاهده وب سایت ها از این مرورگرها استفاده نمایید.




منبع لینک by [author_name]

جدیدترین عکس مهران مدیری و دخترش


مراسم افتتاحیه فیلم ساعت ۵ عصر اولین ساخته مهران مدیری در حالی برگزار شد که شهرزاد دختر این کارگردان نیز در مراسم حضور داشت و برای اولین بار است که دختر مهران مدیری در چنین مراسمی حضور می یابد.

همسر مهران مدیری دختر مهران مدیری خانواده مهران مدیری بیوگرافی مهران مدیری بیوگرافی شهرزاد مدیری بازیگران فیلم ساعت 5 عصر اینستاگرام مهران مدیری

حرف های جالب شهرزاد مدیری از زندگی شخصی اش

مهران مدیری و خانواده وی یکی از پرطرفدارترین جست و جو ها در اینترنت می باشد و بسیاری از هواداران مهران مدیری علاقه مند به دانستن جزییاتی از زندگی این مجری و بازیگر توانمند است به همین منظور گفتگویی جالب و خواندنی از دختر او شهرزاد مدیری را در اختیار شما علاقه مندان قرار داده ایم.

شهرزاد مدیری کوچک ترین عضو خانواده مدیری هست. آرام و شمرده حرف می زند و سعی می کند که با جواب های کوتاه، این آرامش را بعنوان خصلت ذاتی اش به ما معرفی کند.
اما برق چشمانش و لحظاتی که با برادرش اختلاف نظر پیدا می کند، دستش را رو می کند و معلوم میشود که هوش و نبوغ خانوادگی به همراه آن انرژی ژنتیک، به او هم رسیده. به محض ورود به دفتر ما یکی از مجله های شماره گذشته را برمی دارد و با توجه ورق میزند، یکی از عکس های پدرش در سریال «مرد هزار چهره» را می بیند
و طوری که ما نشنویم به فرهاد می گوید:« نگاه کن شبیه بقال ها شده!» و بعد میخندد.دختر مهران مدیری، تمام کارهای پدرش را دنبال می کند و جزو مخاطبان اصلی سریالهای خنده دار او هست.

خانواده مهران مدیری

شهرزاد تمام کارهای مهران مدیری را دیده و از بین انها «شب های برره» را بعنوان برترین کار پدر گزینش می کند. دختر ظاهرا ساکت و سربه زیری که روبه روی ما نشسته اعتراف می کند که برخی مواقع مچ پدرش را میگیرد و به دلیل اشتباهات در کارهایش به او تذکر میدهد:« سر سریال باغ مظفر از یکی از قسمت ها خوشم نیامد
به پدرم گفتم و او هم گفت درستش می کنم». شهرزاد یازده سال اکثر ندارد اما در این مدت تمام سریال های پدرش را موبه مو دنبال می کرده و حتی گاهی اوقات هم برای نزدیکی اکثر به پدری که همۀ وقت} سرکار هست با او به پشت صحنه سریال ها می رود:« سر پاورچین و باغ مظفر با بابام به پشت صحنه رفتم.
اونجا تمام مدت دنبال شقایق دهقان بودم». دختر مهران مدیری بودن برای شهرزاد مهمترین اتفاقات زندگی هست. او گاهی اوقات از این ماجرا حسابی لذت می برد و گاهی اوقات هم نه.« هم مفید هست و هم بد. گاهی اوقات آن قدر سؤال می پرسند که آدم اذیت می شود».
شهرزاد با کمک برادرش و گرچه هوش ذاتی اش راه و روش مناسبی برای برخورد با این سؤالات پیدا کرده. اگر از شهرزاد مدیری درمورد پدرش، خانواده و هر مسئله خصوصی دیگری بپرسید؛ او یا جواب نمی دهد یا این که با جواب های نصفه و نیمه پشیمان تان می کند.
اما اگر فکر می کنید که این سختی ها وی را از دختر مدیری بودن خسته کرده، کاملا در اشتباه اید، چون:« همه ی مهران مدیری را دوست دارند. من هم.

همسر مهران مدیری دختر مهران مدیری خانواده مهران مدیری بیوگرافی مهران مدیری بیوگرافی شهرزاد مدیری بازیگران فیلم ساعت 5 عصر اینستاگرام مهران مدیری

دختر و پسر مهران مدیری

چون پدرمه، در تلویزیون می بینمش و کارهایش را دوست دارم و گرچه یک جاهایی هم به درد میخورد». بله، مهمترین نکته همین هست. چه کسی بدش می آید که به اردو برود و معرفی خانم مدیر باعث شود تا با یک بغل جایزه به منزل برگردد؟ شهرزاد این ماجرا را با ذوق تعریف می کند و بعد میگوید که تا به حال کاری نکرده که مهران مدیری به مدرسه دخترش برود.
در تمام مدتی که شهرزاد حرف می زند، فرهاد با سکوت به خواهرش و حرف هایش گوش می دهد و وقتی حرف به شیطنت شهرزاد میرسد، برخلاف نظر شهرزاد سرش را بالا می اندازد.شهرزاد صحبت هایش را قطع می کند و نگاه معنی داری به برادرش می اندازد و میگوید:« شیطان هستم ولی سر کلاس های مهم درس گوش می دهم».
ارتباط این خواهر و برادر عجیب و بامزه هست. فرهاد در تمام مدت گفت و گو سعی می کند با حفظ استقلال خواهرش، مواظب او باشد. در منزل مدیری، همۀ با هم مفید میباشند و شهرزاد بعنوان دختر کوچک خانواده با همه ی احساس راحتی و نزدیکی می کند.
دختر کوچک مهران مدیری، از پدرش بعنوان یک هم بازی مفید در وسطی و گل کوچیک حرف می زند و وی را بعنوان نخستین آدمی که در زمان قهر برای آشتی پیش قدم می شود، معرفی می کند.معمولا در این جور مواقع، شهرازد به اتاقش میرود و پدر مجبور هست که به اتاق او برود و گاهی با توضیح منطقی و گاهی هم
با قربان صدقه رفتن، دختر کوچک را راضی کند. شهرزاد مدیری از همین زندگی ساده و پر ازدوستی در کنار خانواده اش لذت می برد، در حال حاضر سرگرم مدرسه،موسیقی و نقاشی هست و قصد بازیگر شدن هم ندارد. اگر پدرم بخواهد برای او بازی می کنم اما هیچوقتبازیگر نمی شوم.



لینک منبع

خبرگزاری آريا – در آمريکا؛ سفر زن جنايتکار با جسد دخترش


            در آمريکا؛            سفر زن جنايتکار با جسد دخترش

خبرگزاري آريا – زن روانپريش امريکايي که پس از قتل فجيع دخترخردسالش، دو روز با پيکر فرزندش رانندگي کرده بود سرانجام هنگام تلاش براي رهاکردن جسد در منطقه‌اي جنگلي، شناسايي و دستگير شد.

به گزارش سرويس حوادث جام نيـوز، زن روانپريش امريکايي که پس از قتل فجيع دخترخردسالش، دو روز با پيکر فرزندش رانندگي کرده بود سرانجام هنگام تلاش براي رهاکردن جسد در منطقه‌اي جنگلي، شناسايي و دستگير شد.

به گزارش پليس نيويورک، اين زن ۳۷ ساله که «اريکا نيوزومه» نام دارد پس از قتل وحشيانه دختر ۱۱ ساله‌اش جسد را در خودرو‌اش قرار داد و از فلوريدا راهي نيويورک شد، اما او که بشدت دچاربيخوابي شده بود دربين راه با حفاظ آهني کناربزرگراه تصادف کرد و متوقف شد.

زن جنايتکار که مي‌دانست چاره‌اي جز درخواست از پليس و نيروهاي امدادي ندارد به همين خاطر سراسيمه جسد دخترش را که درون چمداني جاسازي کرده بود ازماشين خارج کرد و آن را به سمت جنگل کشاند اما همان موقع يک موتورسوار که شاهد اين صحنه مشکوک بود با پليس تماس گرفت و موضوع را خبرداد. دقايقي بعدهم مأموران گشت خود را به آنجا رسانده و با جسد دخترک روبه‌روشدند. زن جنايتکار پس از اعتراف به قتل دخترش در بازداشت است و تحقيق از او که بشدت روانپريش است ادامه دارد.
ايران
۱۱۰



لینک منبع